{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

تو می روی

تو می روی
برای رفتن تو راه می شوم !
تو پلک می زنی
و من
برای چشم های غم گرفته ات نگاه می شوم !
تو خسته می شوی
و من
برای خستگی تو
چه عاشقانه تکیه گاه می شوم . . . !
دلت گرفته است ؟
پا به پای گریه های تو
بغض و اشک و آه می شوم !
سکوت می کنی و من
به احترام خلوتت
به شب پناه می برم
سیاه در سیاه می شوم . . . !
همیشه آخر تمام شکوه ها
به چشم های عاشقت که می رسم
سکوت می کنم
و باز برای آسمان غم گرفته ی تو ماه می شوم ….

دیدگاه ها (۲)

چه افسانه ی قشنگیبه تنت می نویسمبانوی من !چه قشنگ به تنت افس...

میشود من بہ هواے تـو ڪمے مست ڪنمبوسہ برچشم تــو وهرچہ د...

ما امروز در دنیایی زندگی می کنیم که حقایق نیز مثل سایر موجود...

تقصیر دلم بود که چشمان تو را خواستاین سر به هوا مثل خودم عاش...

مرا رها نمیکند دو چشم بی ریای توشاید که آلوده شوم به آتش نگا...

یا اباعبدالله…دست دلم را بگیر؛نه برای آنکه همه آرزوهایم برآو...

گاهی آن‌قدر خسته می‌شوی که دیگر حتی دلت نمی‌خواهد کسی حالت ر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط