آرومتمیکنم
#آرومـت_میکنم . .🔥
#پارت_20
دستامو مشت کردم که حرفی نزنم و بیشتر برای خودم دردسر نتراشم
نشون داده بود چه کله خر روانیه.
با سرعت بالا حرکت میکرد
و حرصش و روی پدال گاز خالی میکرد
وقتی رسیدیم منتظرش نموندم و سریع پیاده شدم.
وارد خونه شدم
که مامان از آشپز خونه بیرون اومد
موهای بلوندشو کنار زد و گفت
- وا پس داداشت کو لیا؟
گفت میاد دنبالت!!
با حرص و عصبانیتی که از چاعان داشتم گفتم
- به من چه کدوم گوریه؟
مگه من فلجم این بیاد دنبالم ها!!
مامان با تعجب و اخم گفت
- بی ادب
چه طرز حرف زدنه؟
چاعان برادر بزرگترته تپش نبینم جلوش اینجوری حرف بزنی!!
میخواستم بخندم بهش
بـــــرادر؟!
وای که مامان چه خوشخیال بود.
چاعان با آوردن این نسبت از زبون من ممکن بود بزنه ناقصم کنه
صدای بَــم خودش از پشت سرم اومد
- ولش کن زنعمو
دخترتو میشناسی دیگه نمک نشناسه!!
مامان این بار سرخ شد
چاعان هنوزم با بی پروایی مامان و زنعمو، یا سمیرا خطاب میکرد.
با حرص به سمتش برگشتم
که دور از چشم مامان چشمکی بهم زد.
نویسنده: خودم
اصکی ممنوع
#پارت_20
دستامو مشت کردم که حرفی نزنم و بیشتر برای خودم دردسر نتراشم
نشون داده بود چه کله خر روانیه.
با سرعت بالا حرکت میکرد
و حرصش و روی پدال گاز خالی میکرد
وقتی رسیدیم منتظرش نموندم و سریع پیاده شدم.
وارد خونه شدم
که مامان از آشپز خونه بیرون اومد
موهای بلوندشو کنار زد و گفت
- وا پس داداشت کو لیا؟
گفت میاد دنبالت!!
با حرص و عصبانیتی که از چاعان داشتم گفتم
- به من چه کدوم گوریه؟
مگه من فلجم این بیاد دنبالم ها!!
مامان با تعجب و اخم گفت
- بی ادب
چه طرز حرف زدنه؟
چاعان برادر بزرگترته تپش نبینم جلوش اینجوری حرف بزنی!!
میخواستم بخندم بهش
بـــــرادر؟!
وای که مامان چه خوشخیال بود.
چاعان با آوردن این نسبت از زبون من ممکن بود بزنه ناقصم کنه
صدای بَــم خودش از پشت سرم اومد
- ولش کن زنعمو
دخترتو میشناسی دیگه نمک نشناسه!!
مامان این بار سرخ شد
چاعان هنوزم با بی پروایی مامان و زنعمو، یا سمیرا خطاب میکرد.
با حرص به سمتش برگشتم
که دور از چشم مامان چشمکی بهم زد.
نویسنده: خودم
اصکی ممنوع
- ۲.۴k
- ۱۳ اسفند ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۷)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط