*راز دل*
*راز دل*
کیهان :
کیارش رو نگاه کردم وگفتم : لازم نبود برای کاری که کردی خودتو به دردسر بندازی
کیارش : کیهان خواهش می کنم چیزی نگو اینجوری خودمو آروم می کنم
- مهم نیست دیگه خوش باش من الان خوشبختم یه تار موی ماه وش رو با دنیا عوض نمی کنم .اینجا هم خونه ای احسان
کیارش : ممنون کیهان
چیزی نگفتم ورفتم خونه ای پویا مادرش گفت که خوابه از تو اشپزخونه یه لیوان آب یخ برداشتم ورفتم اتاقش خواب بود لیوان آب رو بالا سرش گرفتم وکم کم آب رو ریختم روش از خواب پرید وبا دیدنم نفسشو فوت کرد وگفت : ادم نمیشی
- نچ .الان مثلا تو می خوای زن بگیری ادم شدی نه بابا هنوز انسانی
پویا: تو هم خیلی بیشعوری که هنوز یاد نگرفتی کسی رو تو خواب اینجوری بیدار نکنی چرا این عادتو کنار نمی زاری
خندیدم خندش گرفت
- اخه خیلی مزه میده .چیه نکنه دوست داشتی جای من یار بود
پویا : موقع اونم می رسه
- می دونی من به مستانه گفتم صبح ها اینجوری بیدارت کنه
پویا : دوستمی یا دشمنم ای خدا مردم شانس دارن منم شانس دارم
لبخند زدم وگفتم : چطوری آقا داماد
پویا : چطور باشم نصف عمرم با کارای تو بر باد رفت
خندیدم با اخم نگام کرد وگفت : کور بشی ایشالا بمیری ماه وش بیوه بشه
- غلط کردی خودت بمیری
پویا : من ناکام می میرم ولی تو سومی رو هم رد کردی
- حالا بیشعور منم یا تو .چقدرم تو ناکام بودی ومن خبر نداشتم
پویا خندید ودر حالی که پیرهنش رو در می اورد گفت: از این ورا
- کیارش رو اوردم
پویا متعجب گفت : بابا تو دیگه کی هستی انگار نه انگار اینا این همه بلا سرت اوردن
- بی خیال مهم ماه وش که الان دارمش
پویا : خدانگه اش داره برات بچه داری خوبه
- گمشو مگه من چند سالمه
پویا :سی رو رد کردی
- زیاده
پویا : چه صابونیم به دلش می زنه بچه پر رو
- گمشو
پویا : خیلی پر رویی کیهان ازش بزرگتری چونه هم می زنی
- به تو چه اصلا مستانه دوسال از ماه وش بزرگتره تو هم دوسال از من بزرگتری پس حرف نزن
پویا : راس میگی هان کنار پنجره چی می خوای ؟
- می خوای برم خونمون کشتی منو انقدر حرف بارم کردی
پویا خندید وبلند شد وگفت : بخاطر اینکه دوست دارم .هنوز نرفتی خونه
- میرم اومدم ببینم کمکی لازم نداری
پویا : نه بابا این گروه که حسین معرفی کرده عالیه همه کارا با خودشونه
- بعد از عروسی ما عروسی دوست ماه وش
پویا: حمید ونگار رو میگی ؟
- اره
یکم پیش پویا موندم بعدم برگشتم خونه خیلی خسته بودم ولی باید می زاشتم شب بخوابم
-
کیهان :
کیارش رو نگاه کردم وگفتم : لازم نبود برای کاری که کردی خودتو به دردسر بندازی
کیارش : کیهان خواهش می کنم چیزی نگو اینجوری خودمو آروم می کنم
- مهم نیست دیگه خوش باش من الان خوشبختم یه تار موی ماه وش رو با دنیا عوض نمی کنم .اینجا هم خونه ای احسان
کیارش : ممنون کیهان
چیزی نگفتم ورفتم خونه ای پویا مادرش گفت که خوابه از تو اشپزخونه یه لیوان آب یخ برداشتم ورفتم اتاقش خواب بود لیوان آب رو بالا سرش گرفتم وکم کم آب رو ریختم روش از خواب پرید وبا دیدنم نفسشو فوت کرد وگفت : ادم نمیشی
- نچ .الان مثلا تو می خوای زن بگیری ادم شدی نه بابا هنوز انسانی
پویا: تو هم خیلی بیشعوری که هنوز یاد نگرفتی کسی رو تو خواب اینجوری بیدار نکنی چرا این عادتو کنار نمی زاری
خندیدم خندش گرفت
- اخه خیلی مزه میده .چیه نکنه دوست داشتی جای من یار بود
پویا : موقع اونم می رسه
- می دونی من به مستانه گفتم صبح ها اینجوری بیدارت کنه
پویا : دوستمی یا دشمنم ای خدا مردم شانس دارن منم شانس دارم
لبخند زدم وگفتم : چطوری آقا داماد
پویا : چطور باشم نصف عمرم با کارای تو بر باد رفت
خندیدم با اخم نگام کرد وگفت : کور بشی ایشالا بمیری ماه وش بیوه بشه
- غلط کردی خودت بمیری
پویا : من ناکام می میرم ولی تو سومی رو هم رد کردی
- حالا بیشعور منم یا تو .چقدرم تو ناکام بودی ومن خبر نداشتم
پویا خندید ودر حالی که پیرهنش رو در می اورد گفت: از این ورا
- کیارش رو اوردم
پویا متعجب گفت : بابا تو دیگه کی هستی انگار نه انگار اینا این همه بلا سرت اوردن
- بی خیال مهم ماه وش که الان دارمش
پویا : خدانگه اش داره برات بچه داری خوبه
- گمشو مگه من چند سالمه
پویا :سی رو رد کردی
- زیاده
پویا : چه صابونیم به دلش می زنه بچه پر رو
- گمشو
پویا : خیلی پر رویی کیهان ازش بزرگتری چونه هم می زنی
- به تو چه اصلا مستانه دوسال از ماه وش بزرگتره تو هم دوسال از من بزرگتری پس حرف نزن
پویا : راس میگی هان کنار پنجره چی می خوای ؟
- می خوای برم خونمون کشتی منو انقدر حرف بارم کردی
پویا خندید وبلند شد وگفت : بخاطر اینکه دوست دارم .هنوز نرفتی خونه
- میرم اومدم ببینم کمکی لازم نداری
پویا : نه بابا این گروه که حسین معرفی کرده عالیه همه کارا با خودشونه
- بعد از عروسی ما عروسی دوست ماه وش
پویا: حمید ونگار رو میگی ؟
- اره
یکم پیش پویا موندم بعدم برگشتم خونه خیلی خسته بودم ولی باید می زاشتم شب بخوابم
-
- ۱۰.۱k
- ۲۶ مرداد ۱۳۹۸
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط