پارت¹³ •sad rose•
پارت¹³ •sad rose•
هانول: معلومه مستر جئون!
و من یک بوسه طولانی رو آغاز کردم
_
«ویو تهی»
پیش پسرا نشسته بودم و بخاطر سردی هوا پتو دورم پیچیده بودم نمیدونم تهیونگ چی گفت که جین مثل همیشه "شیشه پاک کنی" خندید
جونگکوک و هانول چند دقیقه ای هست که رفتن ولی خوراکی آوردن که انقد طول نمیکشه
تهیونگ:چرا اینا نیومدن؟
تهی:یعنی خوراکی آوردن انقد طول میکشه؟!
جین: تهی میتونی بری کمکشون؟
تهی: اوهوم
چون خوراکی ها داخل آشپزخونه بودن رفتم اونجا که با چیزی که خون تو رگام خشک شد
مـ....ممـ....من د..دارم درست میبینم؟
عشقم الان تو بغل یکی دیگس و الان داره یکی دیگه رو میبوسه؟
جونگکوک داره بهم خیانت میکنه...
چراااا؟
بوسه شون تموم شد.
سریع اشکامو پاک کردم و پشت ستون قایم شدم تا منو نبینه
پشت سرشون رفتم بیرون
تهیونگ: کوک چه عجب اومدین!
جونگکوک: اومدیم با دست پر
تهیونگ: تهی کو؟
هانول: تهی مگـ......
از پشتشون در اومدم
تهی: اینجام اوپاا
جین: مگه تو نرفتی کمک کنی پس چرا دست خالی اومدی
تهی: من رفتم داخل دیدم دارن میارن و گفتن کمک نمیخوان!
هانول: معلومه مستر جئون!
و من یک بوسه طولانی رو آغاز کردم
_
«ویو تهی»
پیش پسرا نشسته بودم و بخاطر سردی هوا پتو دورم پیچیده بودم نمیدونم تهیونگ چی گفت که جین مثل همیشه "شیشه پاک کنی" خندید
جونگکوک و هانول چند دقیقه ای هست که رفتن ولی خوراکی آوردن که انقد طول نمیکشه
تهیونگ:چرا اینا نیومدن؟
تهی:یعنی خوراکی آوردن انقد طول میکشه؟!
جین: تهی میتونی بری کمکشون؟
تهی: اوهوم
چون خوراکی ها داخل آشپزخونه بودن رفتم اونجا که با چیزی که خون تو رگام خشک شد
مـ....ممـ....من د..دارم درست میبینم؟
عشقم الان تو بغل یکی دیگس و الان داره یکی دیگه رو میبوسه؟
جونگکوک داره بهم خیانت میکنه...
چراااا؟
بوسه شون تموم شد.
سریع اشکامو پاک کردم و پشت ستون قایم شدم تا منو نبینه
پشت سرشون رفتم بیرون
تهیونگ: کوک چه عجب اومدین!
جونگکوک: اومدیم با دست پر
تهیونگ: تهی کو؟
هانول: تهی مگـ......
از پشتشون در اومدم
تهی: اینجام اوپاا
جین: مگه تو نرفتی کمک کنی پس چرا دست خالی اومدی
تهی: من رفتم داخل دیدم دارن میارن و گفتن کمک نمیخوان!
- ۲.۲k
- ۰۶ مرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط