{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت¹¹ •sad rose•

پارت¹¹ •sad rose•

داخل بوسان بودیم و نزدیک ویلای جونگکوک که من صدای موزیکو کم کردم و گفتم.

تهی:جونگکوکااا
جونگکوک:جونم نفسم
تهی: میگم من حس خوبی به این دختره ندارم تو چی؟؟
جونگکوک: عه چرا دختر خوبیه که
تهی: یعنی من دختر بدیممممم؟؟؟؟؟«عصبانی»
جونگکوک: نه خوشگلم تو خیلی هم خوبی من همینجوری گفتم...
تهی: دیگه همینجوری نگو
جونگکوک: باشه گلم😐

«ویو جونگکوک»

"هانول" چه اسم قشنگی، دختر زیبا و خوشگلیه و من بهش دل باختم، انگاری تهی برام هوس بود یعنی من هوس بازم؟ نه نه معلومه که نه؛فقط عشق به تهی؛ یه عشق مسخره و کوتاه بود. همین.
حالا چجوری به هانول بگم دوسش دارم
تهی رو چیکار کنم؟!

__

قبل از اینکه از ماشین پیاده شم فهمیدم تهی خوابه پس بیدارش کردم «هاها توقع داشتید بغلش کنه😂» و بعدش چمدون خودم و تهی رو برداشتمو رفتم داخل دَرم باز گذاشتم چون بچه ها کم کم میرسیدن.

_

«ویو شب جونگکوک»

جین: بچه ها تو خونه پوسیدمممم
شوگا: هنوز یک ساعتم نشده که رسیدیم🫤
جین: کلی گفتم
جونگکوک: بچه ها نظرتون چیه داخل حیاط آتیش درست کنیم و دورش بشینیم، خوراکی بخوریم و بازی کنیم؟!
تهیونگ: اوکی
شوگا: جین تو ماشین خیلی حرف زد و نزاشت من بخوابم و الان من خوابم میاد و میخوام بخوابم، میـــــ........
جین: هییییییی یعنی تو میگی من تو ماشین حرف زدممممم و نزاشتممم بخوابیییییی؟
دیدگاه ها (۰)

پارت¹⁰ •رز غمگین•تهیونگ: آخخخ کمرم شکست کدوم خری گفت بریم مس...

پارت⁹ •sad rose•تهی: هیونگگگگگ چرا داداشمو زدییی هااااا، پسر...

𝓹𝓪𝓻𝓽 18ات ویورفتم تو اتاق دیدم که یه پنگوئن گنده اونجاستات:(...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط