{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

چندسالی‌ است درگیر این بوده‌ام که اگر از کسی ناراحت بودم،

چندسالی‌ است درگیر این بوده‌ام که اگر از کسی ناراحت بودم، دلخوری داشتم به هرچی شبیه این‌ها، حرف بزنم، به او بگویم. ولی نتوانستم. آنقدر حرف نمی‌زنم که به خودم می‌آیم و می‌بینم فرسنگ‌ها از او دور شده‌ام، انگار که نگفته‌ها جاده‌ای طولانی بینمان کشیده باشند.
حرف زدن دوای خیلی از دردهاست. حرف زدن، مشکل را حل می‌کند، که حتی اگر حل نکند هم کاری می‌کند بتوانی تمام کنی و مسیرت را جدا کنی. ما حرف نمی‌زنیم، ما می‌رویم، ناگهان، در سکوت، غریبانه..
و هیچ وقت، چیزی حل نمی‌شود...
دیدگاه ها (۱)

گاهی وقتها یادمون میره که قوی و ارزشمندیمیادمون میره که چه م...

ما آدمها همونقدر که میتونیم برای همدیگه بهار باشیم میتونیم ز...

با مردم به همان بدی که با شما رفتار کردندرفتار نکنید...!به ا...

‏دیگه استرس فردارو ندارم ، مهم نیست چطور پیش میره ، الان فقط...

فیک کوک به چیزی که دل ندارد دل نبند

پارت ۹+- (تو اضافه ای، تو نا خواسته ای، برای هیچ کس مهم نیست...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط