دست خودت نیست
دست خودت نیست
*تو*
من را بلد نیستی!
آمدی دستم را بگیری:)
دست گذاشتی روی *دلم*
خواستی مرحم *زخم هایم* باشی:)
نمک پاشیدی رویشان!
من که میگویم *عمدی* نبود :)
ولی،
حتی دلم هم از *دستت* افتاد و *شکست!*
خدا بخیر کند...
با تو بودن،
چه خطرها که ندارد!
*تو*
من را بلد نیستی!
آمدی دستم را بگیری:)
دست گذاشتی روی *دلم*
خواستی مرحم *زخم هایم* باشی:)
نمک پاشیدی رویشان!
من که میگویم *عمدی* نبود :)
ولی،
حتی دلم هم از *دستت* افتاد و *شکست!*
خدا بخیر کند...
با تو بودن،
چه خطرها که ندارد!
- ۹۴۹
- ۱۸ مهر ۱۳۹۶
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط