کمی آهسته تر دنیا
کمی آهسته تر دنیا
به شلاق تو در بندم
دگر هرگز به روی تو
دمی حتی نمی خندم
به حدم میزنی
اما به جرمی که نمیدانم
به حکم تلخ تقدیرت
گرفتار شب تارم
ببار باران ز ابر چشم
که این دریای بی زورق
به مشت موج میکوبد
به روی ساحل غیرت
چه خالی گشتم از بودن
در این دنیای پوشالی
منم زندانی و انگار تو زندانبان پنهانی..
به شلاق تو در بندم
دگر هرگز به روی تو
دمی حتی نمی خندم
به حدم میزنی
اما به جرمی که نمیدانم
به حکم تلخ تقدیرت
گرفتار شب تارم
ببار باران ز ابر چشم
که این دریای بی زورق
به مشت موج میکوبد
به روی ساحل غیرت
چه خالی گشتم از بودن
در این دنیای پوشالی
منم زندانی و انگار تو زندانبان پنهانی..
- ۲.۲k
- ۰۵ اسفند ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط