کمی آهسته تر دنیا

کمی آهسته تر دنیا
به شلاق تو در بندم

دگر هرگز به روی تو
دمی حتی نمی خندم

به حدم میزنی
اما به جرمی که نمیدانم

به حکم تلخ تقدیرت
گرفتار شب تارم

ببار باران ز ابر چشم
که این دریای بی زورق
به مشت موج میکوبد
به روی ساحل غیرت
چه خالی گشتم از بودن
در این دنیای پوشالی
منم زندانی و انگار تو زندانبان پنهانی..
دیدگاه ها (۲)

مایاد تورا در دل میخانه نهادیماین جان گران در ره جانانه نهاد...

من خرابم خواهشا ویرانه تر از این نکن..حال این دیوانه را مستا...

منویسم برای تو....برای توکه مهمون قلبم شدی....برای توکه مهمو...

ﺑﻪ ﮐﻪ ﮔﻮﯾﻢ ﮐﻪ ﺗﻮ ﻣﻨﺰﻟﮕﻪ ﭼﺸﻤﺎﻥ ﻣﻨﯽ... ﺑﻪ ﮐﻪ ﮔﻮﯾﻢ ﮐﻪ ﺗﻮ ﮔﺮﻣﺎﯼ ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط