مایاد تورا در دل میخانه نهادیم
مایاد تورا در دل میخانه نهادیم
این جان گران در ره جانانه نهادیم
این عقل که شد مانع ودیوار ره عشق
بگرفته و فرش ره دیوانه نهادیم
در شهر شما نیست به جز خشت که دل را
ما سربه سر خلوت ویرانه نهادیم
برباد دهد تار تو در باد چو ایمان
دل را سر این سلسلسه بت خانه نهادیم
فرق لب تو بالب ما چوب و خیال است
این قاب بر این عکس چه رندانه نهادیم
این نقطه غلط نیست چو بالای لب افتد
ما پای در این دام سر دانه نهادیم
این شوق جنون طفل صغیریست که آنرا
شاگرد شگرد توی فرزانه نهادیم
این جان گران در ره جانانه نهادیم
این عقل که شد مانع ودیوار ره عشق
بگرفته و فرش ره دیوانه نهادیم
در شهر شما نیست به جز خشت که دل را
ما سربه سر خلوت ویرانه نهادیم
برباد دهد تار تو در باد چو ایمان
دل را سر این سلسلسه بت خانه نهادیم
فرق لب تو بالب ما چوب و خیال است
این قاب بر این عکس چه رندانه نهادیم
این نقطه غلط نیست چو بالای لب افتد
ما پای در این دام سر دانه نهادیم
این شوق جنون طفل صغیریست که آنرا
شاگرد شگرد توی فرزانه نهادیم
- ۲.۱k
- ۰۵ اسفند ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط