پیپم را روشن میکنم و به خاموش بودنم فکر میکنم
پیپم را روشن میکنم و به خاموش بودنم فکر میکنم
کام عمیق همراه آهی کوتاه…
بیرون میدم دودش را کمرنگ میشه…
مثل خودم . . .
نفسم میگیره از زندگی اجباری…
.
پیپی که از اول بد میسوزه تا آخرش طعم بدی میده ، از کشیدنش زجر میکشی
ولی دلت نمیاد خاموشش کنی …
این قضیه عجیب منو یاد زندگی میندازه ..
.
کام عمیق همراه آهی کوتاه…
بیرون میدم دودش را کمرنگ میشه…
مثل خودم . . .
نفسم میگیره از زندگی اجباری…
.
پیپی که از اول بد میسوزه تا آخرش طعم بدی میده ، از کشیدنش زجر میکشی
ولی دلت نمیاد خاموشش کنی …
این قضیه عجیب منو یاد زندگی میندازه ..
.
- ۲.۷k
- ۲۵ خرداد ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۱۹)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط