{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بوی کاهگل

بوی کاهگل
بوی نان
بوی خاک

بوی سیب
بوی سیر
بوی اسپند
بوی سرکه

بوی عید
بوی ماهی
بوی دود

بوی سنبل
بوی سبزه
بوی عشق

رنگ شادی
رنگ خنده
رنگ جشن

رنگ قرمز
رنگ ماهی
رنگ سبز

چشم خندان
چشم عاشق
چشم میشی

چشم بازار
چشم قناد
چشم کارگر

دست پینه
دست بی پول
دست پدر

دست مادر
دست بچه
دست خالی

بوی عیدی
بوی دود
بوی شادی

کاش که بودی
کاش که بودش
کاش که کاشکی

کاش که بابا دستاشو پنهان نمیکرد
کاش که چشمای کودکش را قایم نمیکرد
کاش که مادر دستاشو حنامیکرد
وقت عیدی لباس نو به تن میکرد
کاش که کودک دوره سفره عید شادی میکرد
جای اشک رو گونه‌ی پدر خنده لونه میکرد
بوی عیدی
بوی شادی
بوی عشق

دست مادر
دست کارگر
دست بابا

چشم کودک
چشم کارگر
چشم میشی

کاشکی بابا شب عیدی خودشو فراموش نمیکرد
کاشکی مادر بوی ماهی دودی همسایرو انکار نمیکرد
کاشکی کودک لباسای کهنشو پنهان نمیکرد
کاشکی، کاشکی که پول همه چیزو تسخیر نمیکرد....

زهراقندی
دیدگاه ها (۱۱)

سال روبه پایان است...بهار جدید آمدنت خوب است..اما من دلم برا...

چرا خودت نمیشینی خونه بچه داری کنی؟

ﺭﺍﺳﺖ ﮔﻔﺘﯽ ﺳﻬﺮﺍﺏ!!!!ﻣﻦ ﻫﻢ ﺩﺭ ﺗﺮﺩﯾﺪﻡ،،ﻣﻦ ﺩﺭ ﺍﯾﻦ ﻋﺮﺻﻪ ﺁﻏﺸﺘﻪ ﺑ...

و شب اندوه بزرگی ستزمانی که تو راکم دارممگذار شعر مرا دود کن...

اعتماد پارت|۱۸۰|

به چشمانش نگاه کردم گریه بود  ولی غرورش باعث میشد  پنهان کند...

رمان تهیونگ

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط