{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

از همون روز اول💜:-)

از همون روز اول💜:-)
#پارت.۱

#نیکا

صبح با صدای گوشیم بلند شدم واییییی باز دانشگاه دیر شده بود سریع رفتم اتاق دیانا و پانیذ ک دیدم بلههه مثل خرس قطبی خوابیدن😐

یک پارچ اب یخ ریختم رو سرشون😂😂


دیانا و پانیذ مثل چی پاشدن😂😂

قیافه هاشون دیدن داشت😐💔

دیانا: نیکاااااااااااااا😐

پانیذ: نیکااااااااااا😐

نیکا: کوفت گمشین دیررر شد دانشگاه😐💔

دیانا: ساعت؟


نیکا: ۸:۱۵

پانیذ: عررررر یک ربع دیر شدع😐

نیکا: بدوینن
دیدگاه ها (۷)

رمان معشوقه شیطون زیبای من

وای نههه :))

ولی اورال ;)!

بیا ترکم نکن . . ;)!

زوج قشنگمون :)!

وای:))))

وای اوزای زندست و من عاشق این سکانس شدم:))))

آرلی زیبامون :)!

ولی زیباییشون :)!

محــــــــــــــــفل

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط