{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

.

.

مشک‌و‌برداشت‌و‌بلندشد‌اما‌واویلا ،
دور‌تا‌دورشو‌گرفتن ؛
بهش‌حمله‌کردن ..
و‌بعدش‌
عباس‌من ، کو‌دست‌هایت 💔 ؟ : )

.








#یا_علمدار_ادرکنی







{اسرا_دختر ایرانـ✨🇮🇷💪🏻}
دیدگاه ها (۰)

.نشست ، مشک‌و‌پر‌کرد ..دستاشو‌پر‌آب‌کرد ؛گلوش‌خشک‌بود ..تشنه...

.مشک‌و‌از‌دست‌سکینه‌گرفت ..آروم‌سرشو‌نوازش‌کرد :برو‌توخیمه‌ع...

.مشک‌و‌به‌دهن‌گرفت ..همه‌ی‌امیدش‌این‌بود ؛دستات ؟عیب‌نداره‌ع...

.درمونده‌شده‌بود ..دور‌تا‌دورش‌و‌نامردا‌محاصره‌کرده‌بودن ؛یه...

سیلام سیلام.پارت11♡(اگه نباشی...)بعدش ایزاوا دستای میدوریا ر...

#قطعه‌ای.که.مارو.به.هم.وصل.می.کنه#پارت1---------------------...

P11:Mansion kim:. . چرا جوری باهام رفتار میکردی انگار دوستم ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط