{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

کاش درد

کاش درد
آنقدر کوچک میشد
که پشت میز یک کافه ، می نشست
چای می خورد
ساعتش را نگاه می کرد
و با عجله می گفت "خــداحافــظ"
دیدگاه ها (۱)

آمدنت را حیران بنگرمیا رفتنت را مـات بمانمباد آورده را باد م...

زندگیبا همه یخوب و بدش میگذرد ؛درد این است فقطکه چرامن " تو ...

رفتن که همیشه دست تکان دادن نیست ...رفتن همیشه باخداحافظ گفت...

یادم می آید ...آن روز که رفتی ...نمیدانم چه طور شد ...میان ه...

کاش می شد تمامِ آدم های غمگین و تنهایِ جهان را در آغوش کشید ...

𝓜𝓮, 𝔂𝓸𝓾 𝓪𝓷𝓭 𝓪 𝓷𝓸من°تو°و°یک°نه.🪄.🔮.🪄پارت ۱۹:توی کلاس، تهیونگ ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط