{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

.

.
تَرَک خورده ام
مثلِ بیابانی زیر پونزِ نقشه
حالِ مرا از آینه ها بپرس
آنجا که جوانی ام را
از هیچ “جراحی” نخریدم
و شبیه خودم ماندم
این فصل هایِ “لعنتی”
از من دور می شوند
و به “تو” نزدیک
یک جایِ کار می لنگد!
سوت نزن…
هیچ پایِ لنگی به موقع
به پایان نمی رسد
دیدگاه ها (۵)

ادامه ی قسمت دوم رمان هفتمین سایه

شاهکاری به نام دروغ

پارت:3 (بخش1) **زاویه دید: هیزل*ریه‌هایم مثل یک موتورِ ازکار...

رمان لونا و ویلیام قسمت ۴

پارت: 21 (بخش2) **زاویه دید: هیزل*تایلر ابروهاش رو انداخت با...

پارت ۱۸ — آخرین روز دانشگاه 🎓🌸روز فارغ‌التحصیلی بالاخره از ر...

### 🕯️ پارت هشتم: آینه‌ی دو تکهپاهام قفل شد. نفسم توی سینه ی...

وقتی یادت رفت مرا دوست داشتی...

dark life =22

🖤 پارت ۲ | «پناه»لانا هنوز جلوی عمارت ایستاده بود.نگاهش به د...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط