{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

گر باد شوم، برتو و زیدن نگذارند*

گر باد شوم، برتو و زیدن نگذارند*
ورحسن شوم،روی تودیدن نگذارند*
این رسم قدیم است که درگلشن مقصود*
برخاک بریزد گل و چیدن نگذارند*
دیدگاه ها (۴)

باز می خواهم تورا پیدا کنم*با تو شاید خویش را معنا کنم*

گمان مبرکه فراموش کردمت هیهات*ز پیشم ارچه برفتی، نرفتی از یا...

گویند حریفان که چرا دل بتو دادم*من دانم و دل، مردم بی درد چه...

میگویند شیشه ها احساس ندارنداما من روی شیشه بخارگرفته اطاقم ...

ــــــــــــــــــــــامروز نه آغاز و نه انجام جهان استای بس...

- شعر تویی و من شآعرَت . .در خیالات خودم ، در زیر بارانی که ...

آن دلبر من آمد بر منزنده شد از او بام و در منگفتم قنقی امشب ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط