خواستم از خاطراتت

خواستم از خاطراتت
تلخی اش راکم کنم

خاطرم آمدصدایت
بی هوا بغضم گرفت

دست برقابی زعکست
روی دیوار آورم

یادم آمد ، چشمهایت
بی هوا ، بغضم گرفت
‌‌‌‌
💟
دیدگاه ها (۲)

‌‌‌‌💕 جز " #تـــــو " کســے💕 دڕ قصه ے💕 تَقدیـــڕ #مڹ نیست💕 د...

💠 🎀 💠 🎀 💠 🎀 💠 🎀 *ٺـ♡ـو* هــرچڨـدر *هــم**دوســٺ داشٺنــی* با...

رمان فیک پارت 2 شرط کامنت 33لایک 4ر:داشتم مثل همیشه با زیبای...

رمان فیک پارت 13نشنیدم پس 3قدم رفتم جلو که یهو یه بشکن زدو گ...

رمان فیک پارت 7ر:یهو دستی دور کمرم حلقه شد بنده هم خوب پولیس...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط