{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

چشمهایت به من آموخت غزل یعنی تو "

چشمهایت به من آموخت غزل یعنی تو "
با تو دل زندگی اندوخت غزل یعنی تو
صبح آن رو زکه جان رمز الفبا دانست
دل من عشق تو آموخت غزل یعنی تو
دود شد طرح دلم وای از این شیدایی
عاشقی جان و دلم سوخت غزل یعنی تو
از غمت شعله وراست عالم و آدم به خدا
چه کسی دل به تو نفروخت ؟ غزل یعنی تو
نشوم جز به نفس های تو راضی هیهات
آسمان چشم به شب دوخت غزل یعنی تو
بر پریشانی تارا به دل شام سیه
مهر تو شعله ای افروخت غزل یعنی تو !
دیدگاه ها (۱)

روی اقیانوس شب مهتاب ، یعنی یاد تو....وقت خوش در طالع مرداب ...

تا ماه شدی ، برکه شدم ، باتن تب دار آیینه شدم ، محوشدی، تک...

ماهِ روی تو که بر چهره ی مهتــاب نشستعشق همراهِ غــزل بر دلِ...

گاه با ناز بیا ناز تو دیدن داردلحظه ی زندگی آغاز تو دیدن دار...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط