{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

گاه با ناز بیا ناز تو دیدن دارد

گاه با ناز بیا ناز تو دیدن دارد
لحظه ی زندگی آغاز تو دیدن دارد

تو پرستوی پراز ناز منی پر بگشا
پر بزن لحظه ی پرواز تو دیدن دارد

گاه با رقص بیا گاه کمی عشوه بیا
عشوه با آن تن طناز تو دیدن دارد

بوی غم رفته گلم روسریت را بتکان
زلف با روسری باز تو دیدن دارد

تو پراز معجزه ای معجزه کن باچشمت
تو مسیحائی و اعجاز تو دیدن دارد

کمی آواز بخوان "بغض بنان"رابشکن
تا ببینند که آواز تو دیدن دارد

چشمهایت غزل اندازه ی دیوان دارند
مژه ی قافیه پرداز تو دیدن دارد

چند بیتی غزل ناب تنم کن مردم
وای لبخند غزل ساز تو دیدن دارد

عشوه کم کن گل من قافیه را گم کردم
طعم لبهای تو با عشوه چشیدن دارد
دیدگاه ها (۳)

ماهِ روی تو که بر چهره ی مهتــاب نشستعشق همراهِ غــزل بر دلِ...

چشمهایت به من آموخت غزل یعنی تو "با تو دل زندگی اندوخت غزل ی...

نه نگفتم دوستت دارم ، ولی جانم توییخالق هر لحظه از این عشق پ...

شب بود و ماه بود و خیابان و ....کاش توباران و عطر چایی و ایو...

عشق من ناز بکن تا بکشم نازت راعشوه کن تا که بنازم قد طنازت ر...

🍒🌱سلام من به شکوهِ پر از وقار شماگلی ز باغ غزل می کنم نثار ش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط