{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پــــــارت نــــــهــــم:

پــــــارت نــــــهــــم:
_چه درخواستی +اینکه کمکم کنی بتونم برم آلمان _ باشه قبوله☺ +ممنون _خوب من فعلا برم شماره باباتو واسم بفرست ومن برم تورو ازش خواستگاری کنم😄 +باشه 😀 _‌خدافظ،رفتم بیرون که امیر اس داد با بچه هامیخوایم بریم بیرون میای؟زنگ زدم بهش کجا میرین حالا_سلام داداش چطوری_‌عالی کجامی خی خواین برین😄 _توچال_باشه خودم میام _باشه فعلا،رفتم خونه لباس برداشتم رفتم توچال بابروبچ کلی حال داد نشسته بودیم تویکی ازاین کافه ها باز امیرمیلاد شروع کرد واستوری از غذا می گرفت😫 _ بچه ها یه چیزی بگم_بگو بگو😀 !_باشه بچه ها می خام ازدواج کنم😊 _ها😶 😮 _می خوام ازدواج کنم، یاشار_کی هست حالا_دختر آقای شمس _مبارکه داداش ،امیر پرید بغلم کرد بعد هی میگفت واسه چی بپوشم ،ست کنیم باهم نه مگه من دامادم،منو بچه ها ریسع رفته بودیم😂 😂 برگشتیم خونه عین همیشه امیر پلاس شد خونه من 😑 _تو مگه خونه نداری😐 😑 _دارم ولی اینجا بیشتر حال میده آقا دیگه بار آخری که می خوام اینجا بخوابم😂 داداشم داماد شد_توبذاربرم خواستگاری بعد😐 _‌غلت میکنه یارو نده چی کم داری هیچی ماشاالله اضافم داری داداش خوشگل خوشتیپ باسواد ماشاالله _برو بخواب بی خوابی بهت فشار آورده_من کی این موقع می خوابم نرم خوابم من ۲و۳نه الان می خوام پلی بزنم هستی؟_آره بیا ،دودست زدیم من بردم بعد این شروع کرد به جرزنی که تقلب کردی واینا خسته شده بودم عین بچه چهارساله شده بود_من خوابم میاد شب بخیر😩 _شب بخیر، فرداصبح بهم رهل اس داد شماره باباش بود زنگ زدم بهش وقت گرفتم رفتم دفترش_سلام آقای شمس خوبین_سلام آقای هادیان ممنون ،نشستم باهاشون حرف زدم انگار ازم خوشش اومده بود گفت _باخانواده بیاین من جواب قطعی بدم 😊 _لطف کردین آقای شمس،رفتم خونه زنگ زدم مامان همچی رو بهش گفتم گفت ...
دیدگاه ها (۶)

پــــــارت دهــــــــــم:گفت_الهی مامان دورت بگرده پسرکم ولی...

پــــارت یــــازدهـــــم:روز خواستگاری بود اصن هول نکرده بود...

واسه این دل مهربون هیجی نمی تونم بگم❤ ❤ ❤

پـــــارت هــــــشـــــتــــم:چی😬 _گفتم ازدواج کن نگفتم یکیو...

دو پارتی اسمات از شوگا ویو ات سلام من اتم و ۲۲ و ۴ ساله که ب...

آیا هر عشقی از نفرت شروع می شود?

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط