{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

اسم رمان : هنوز انتخاب نشده

اسم رمان : هنوز انتخاب نشده


پارت ۲


راهم رو به سمت جنگل کج کردم ، کنجکاو شده بودم اونجا چجور جاییه و واقعا زیبا بود ، با درختایی به رنگ نارنجی پاییزی و برگ هایی که روی زمین ریخته بود .
فقط من بودم با یه جنگل پر از درخت ، خب حداقل اینطوری فکر میکردم !
تا زمانی که صدای یه نفر دیگه رو تو چند قدمی خودم شنیدم ، ترسیدم و سریع پشت تنه یه درخت بزرگ پنهون شدم اما متوجه شدم داره با ینفر دیگه حرف میزنه پس وایستادم تا ببینم چی میگه :

+ چی ؟ یه ماموریت دیگه ؟
- (نامفهوم)
+ اما من تازه یه ماموریت رو تموم کردم !
- (نامفهوم )
+ یعنی فرد دیگه ای نیست که ازش بخواین اینکارو انجام بده؟
- (نامفهوم)
+ باشه پس بگو دروازه رو باز کنن الان میام
(پایان مکالمه)

اون داشت راجب چی حرف میزد ؟ ماموریت ؟ دروازه؟
سرم رو کج کردم و از پشت تنه درخت بهش نگاه کردم ، مردی با موهای قهوه ای و چشم های فندقی و لباس های عجیبی داشت اما نه عجیب تر از چیزی که داشت جلوش ظاهر میشد !
چیزی که اسمش رو گذاشته بودن دروازه !
تقریبا یه شکل لوزی طور داشت و داخلش معلوم نبود چون با هاله هایی به رنگ سیاه و بنفش پوشیده شده بود و اون غریبه داخلش رفت .

ادامه دارد ........


☆☆☆☆☆☆
دیدگاه ها (۶)

صرفا جهت اینکه بگم قرار نیست پارت ها شرطی باشن اما انتظار حم...

معرفی شخصیت اصلی :اسم : لیلی سن: ۲۲علایق : کتاب (مخصوصا کتاب...

اسم رمان : هنوز تصمیم نگرفتم پارت ۱عصر بود ، تقریبا دور و بر...

اگه بخوام رمان بذارم میخونید؟؟حمایت میشه؟

حرف‌های پایانی یونگی در روز دوم کنسرت تور جهانی آریرانگ — مک...

استی: چی!؟ سونگمین و لینو الان پیش هم هستن؟؟؟🐰: ...؟ نه نهاس...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط