امشب بیا زکوچه ی شعرم عبور کن

امشب بیا زکوچه ی شعرم عبور کن
با من غزل بنوش و دلم را مرور کن
در ظلمتی که این همه من را تنیده است
خورشید بی بدیل من امشب ظهور کن
لختی بخند تا دل من زیر و رو شود
این خسته را دوباره تو غرق غرور کن
من تشنه ی هوای توام بر تنم ببار
قلب هزار پاره ی من را صبور کن
دست مرا بگیر و به سمت خودت ببر
دنیای بی فروغ مرا پر زنور کن
من مدتی است با تو فقط شاعرانه ام
امشب بیا دوباره دلم را مرور کن
دیدگاه ها (۲۲)

پارت ۵

part 58کیم‌ویا.ت: جیش دارمخنده مردونه ای کرد آروم گفتتهیونگ:...

پارت ۱ ویو ا.ت مثل همیشه نامجون با اون جِدیتی که فقط جلوی دا...

.غصه می سوزد مرا ، باران ببارکوچه می خواند تو را ، باران ببا...

به خانه ام سری بزن، بهار را بهانه کندوباره خلوت مرا، بیا پر ...

لختے بخند...اخم تو فضاے دل خانہ ام را سوگوار مے ڪند ...اخم ت...

غروب روز سه شنبه دلم هوایی توستوَ عاجزانه نگاهش به میزبانی ت...

تو خواب می روی و من غزل غزل دردممیان کوچه ی عشقت دوباره میگر...

تو خواب می روی و من غزل غزل دردممیان کوچه ی عشقت دوباره ولگر...

تو خواب می روی و من غزل غزل دردممیان کوچه ی عشقت دوباره ولگر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط