{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

امشب بیا زکوچه ی شعرم عبور کن

امشب بیا زکوچه ی شعرم عبور کن
با من غزل بنوش و دلم را مرور کن
در ظلمتی که این همه من را تنیده است
خورشید بی بدیل من امشب ظهور کن
لختی بخند تا دل من زیر و رو شود
این خسته را دوباره تو غرق غرور کن
من تشنه ی هوای توام بر تنم ببار
قلب هزار پاره ی من را صبور کن
دست مرا بگیر و به سمت خودت ببر
دنیای بی فروغ مرا پر زنور کن
من مدتی است با تو فقط شاعرانه ام
امشب بیا دوباره دلم را مرور کن
دیدگاه ها (۲۲)

من دلم هرگز نمی آید که دلگیرت کنمیا که با خودخواهیم از زندگی...

ندارمت اما ...دوست داشتنت را عاشقم ...اینکه شبها با خیال خام...

امروز که بیاد رخ زیبای تو بودمدر وصف رخت یک غزل ناب سرودمآما...

امشب بیا بار گناهت را عوض کنیا فکرهای اشتباهت را عوض کن در ب...

به نزدبک اکباتان رسیدیم به پریسا گفتم من پیاده میشوم و تا به...

دو نیمه ماه♡Part⁹                                استحکاماز ز...

آینه جادویی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط