{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ندارمت اما ...

ندارمت اما ...
دوست داشتنت را عاشقم ...
اینکه شبها با خیال خامی بخوابم ...
صبحها با امید مضحکی چشم باز ڪنم ...
من از این حماقت عاشقانه حض می برم ...
از اینکہ دلم می شڪند ...
و دوباره گول می خورد ...
از اینکہ بیمارم ...
و درمان نخواهم شد ...
من به این ناعلاجی خود معتادم ...
و خیال عاقل شدن هم ندارم ...
اگر بدانی درد تو چه لذتی دارد ...
اگر بدانی دیوانه شدن چه لذتی دارد ...
آه اگر میدانستی شاید ...
خیلی زودتر رهایم می ڪردی ...
ندارمت افسوس ...
اما دوستت دارم ...
من این دوست داشتن را ...
این یادگاری از تو را ...
دوست می دارم ...!
دیدگاه ها (۱۱)

هر جا که حرفت شد همان دم گریه کردمخود را به یک گوشه کشاندم گ...

این گریه ها که میکند آسان، برای توستاین عاشق تا همیشه پریشان...

من دلم هرگز نمی آید که دلگیرت کنمیا که با خودخواهیم از زندگی...

امشب بیا زکوچه ی شعرم عبور کنبا من غزل بنوش و دلم را مرور کن...

my littel boy

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط