{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

خدا گریه ی ی مسافر ندید

خدا گریه ی ی مسافر ندید
دل نبست به هیچ کس و دل نبرید
آدم رو برای دوری از دیار
جاده رو برای غربت آفرید
جاده اسم منو فریاد می زنه
میگه روز دل بریدن
کوله باری که مر از خاطره هاس
روی شونه لرزون منه
از تموم آدمهای خوب وبد
از تموم قصه های خوب بد
چی برام مونده به جز یه خاطره
نقش گنگی تو غبار پنجره
جاده آغوشش,وا کرده برام
منتظره مونده که من بهاش بیام
قصه تلخ خدا حافظی رو
می خونم با اینکه بسته هست لبام
پشت سر گذاشتن خاطره ها
دیدگاه ها (۲)

#in_your_eyespart_9۱ویو کایلا آروم چشمامو باز کردمچند ثانیه ...

شب تولدم فصل 3پارت 17ات: تهیونگ به حرفاش گوش میکنمو ازش فاصل...

خدا گریه مسافرو ندیددل نبست به هیچکس و دل نبریدآدمو برای دور...

خدا گریه ی مسافرو ندید دل نبست به هیچکس و دل نبریدآدما برای ...

خدا گریه ی مسافرو ندیددل نبست به هیچکس و دل نبریدآدما برای د...

با یک دنیا غم وحسرت دل از آغوش تو کندم....دیگه حتی یه بارم م...

من از تو می نویسم کلام تازه ایتو از من می نویسی که پر آوازه ...

برای کوچ آخر تو همراه منی       من از تو مینویسم کلام تازه ا...

[یکی بود یکی نبود ]قرار بود بمونه تو ی [عصر پاییزی ] حالش خو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط