{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

رفته بودی، سالها اینجا تو را کم داشتم

رفته بودی، سالها اینجا تو را کم داشتم
زخم ها بر دل نشست و شوق مرهم داشتم
آیه های زلف تو در باد نازل میشدند
لای انگشتان خود آیات محکم داشتم
از نشان عشق پرسیدی و من تنها فقط
در جواب پرسش تو قامتی خم داشتم
بغض هر شب گوشه ای خفته‌ به من سر میزد و...
در بساط بی نوایی کوهی از غم داشتم
اشک هست و بغض هست و درد هست و آه هست
کاش چندی در کنار خود تو را هم داشتم
دیدگاه ها (۴)

جز تو قلبم بینِ عالم یار،، می خواهد چکار؟؟تا نباشی زندگی تکر...

دل داده شدم بر سر عشقی که قفس شد بیچاره شدم از دل سنگی که هو...

بمن برگرد تا که تاروپودم دیدنی باشدتمام آنچه که هستم،و بودم ...

می‌ترسم از وقتی که دلتنگت بمانماز بی تو بودن شعرهایی را بخوا...

last minute

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط