{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

می‌ترسم از وقتی که دلتنگت بمانم

می‌ترسم از وقتی که دلتنگت بمانم
از بی تو بودن شعرهایی را بخوانم
بعد از تو من هم بی قرارم روز و شبها
بعد از تو دردی سخت می‌افتد به جانم
بی تو بمیرم بهترست از زنده ماندن
گر زنده باشم همچو مرده ناتوانم
سر می‌کنم با خاطراتت لحظه لحظه
با یادِ تو سوزد دلم، روحم، روانم
پس، می‌شود با من بمانی تا ته عمر؟
تا من ز هجرت شعر ناید بر زبانم؟!
دیدگاه ها (۱۱)

بمن برگرد تا که تاروپودم دیدنی باشدتمام آنچه که هستم،و بودم ...

رفته بودی، سالها اینجا تو را کم داشتمزخم ها بر دل نشست و شوق...

کاش میشد که در این تاری شب های جهانبه سرای پر از آرامش یارم ...

من و تو توی خیابانی و باران مثلأ خلوتِ دنجی و یک گوشۀ دالان ...

بررسی شعر «مریض تخت آخری» از (کاظم بهمنی) از قطعه «مریض تخت ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط