{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

لطفا به من عشــــــــــق تعارف نکنید

لطفا به من عشــــــــــق تعارف نکنید
ســــــــــــــــیرم
من به تنهایی کنار ساحل قـــــــــــــدم مــــــــیزنم
به تنهایی به دیدن غــــروب مــــیروم
به تنهایی تـــنـــهــا میمانم
عشق را میسپارم به چشمان آزاد و نترس تو
من شـــــــــــــکستم
دیروز تکه تکه هایم را با دست جمع کردم، دستم برید
از فردا خودم را گچ می گیرم شاید دیگر هرگز پرواز نکنم
اما هرگز زمین نمیخورم
شاید نخندم اما گــــــــــریه هم نمی کنم
شاید جاودانه نشوم اما آسوده مـــــــیمیرم
فردا قلبم را از جا می کنم، چالش می کنم
زیر خروارها خاک نم کشیده ی کویر
شما هم می توانید در مراسم تدفینش شرکت کنید ...
فقط لطفا قلبم را ندزدید من عاشق نـــــمی شوم
حـــــتـــی به قـــیمـــت پوســــیدن
دیدگاه ها (۱)

جونگکوکا تو واقعا داره ۲۹ سالت میشه؟ ‌ولی تو هنوز برای ما آر...

پارت ۳

📖 رمان: گرفتار تو ✨پارت ششم: بازگشتِ سایه و مهمانِ ناخوانده!...

پارت: 29 (بخش2) **زاویه دید: هیزل*شب فضای خونه از هوای پیست ...

پارت ۲ ویو ا.ت بعد از تماس سومین حس میکردم تمام حسی که به جی...

فیک تهکوک | جایی که اعتماد مرد

when silence became a scream last part

ℳ𝒴 𝒹𝒶𝓇𝓀 ℎℯ𝒶𝓇𝓉 ... (:🖤Part : Sixteen ویوی تهیونگ :بعد از رفتن...

#هم_خون_بی_خون𝑪𝒉𝒂𝒑𝒕𝒆𝒓 𝑶𝒏𝒆 : ²𝑷𝒂𝒓𝒕 : ²⁷بوسه تموم شد.ولی هیچکد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط