{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

تو به من خندیدی

تو به من خندیدی
و نمی فهمیدی
در پس سردی آن خنده تلخ،
دلکی می میرد
و نمی دانستی
که حضورت چه بسا زنده کند جانم را
وچه بندی بزند چینی بشکسته این قلبم را ...

تو بخند
و بمان وبدان که به قول سهراب:
تو مرا یاد کنی یا نکنی،
باورت گر بشود گر نشود
حرفی نیست
نفسم می گیرد
در هوایی که نفسهای تو نیست!
دیدگاه ها (۱۱)

دل من اخم نکن، اخم تو پایان من استغم تو خاتمه ی چشمه ی باران...

ای قرار بیقراریهای منحاصل چشم انتظاریهای منتاب این بی تابی ه...

دنیا که آمد گریه‌هایش مثل من بودمثل من او هم خسته از زندان ت...

ﮐﻢ ﺑﮑﻦ ﺑﺎ ﻣﻬﺮﺑﺎﻧﯿﻬﺎ ﻣﺮﺍ ﺩﻟﺒﺴﺘﻪ ﺗﺮﺗﺎ ﻧﮕﺮﺩﺩ ﺷﻌﺮ ﻣﻦ ﺩﺭ ﻭﺻﻒ ﺗﻮ ﺑ...

تو مرا یاد کنی یا نکنی....باورت گر بشود یا نشود....حرفی نیست...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط