فیک تهیونگ

شریک من
پارت۵

+خب برو پس چرا گفتی من بیام ؟
£چون که تو از این به بعد باید این بیمارستان را اداره کنی.میخام سهمم را بدم به تو.
+😂😂بورام ببین چی میگه😂بعد از چند سال اومدم میگه میخام بیمارستان را بدم به تو😂
¥😂😂وای ماریان

+نه قبول نمیکنم.بورام بیا از اینجا بریم.

£اگه بری و این سهم را قبول نکنی روستا را از مامانت میگیرم
+تو نمیتونی این کارا کنی من و مامانم با کلی زحمت اونجا را ساختیم و زندش کردیم.
£میتونم چون هنوز اون روستا به نام منه.و اگه اینجا را امضا نکنی اون روستا را ازتون میگیرم...

+عوضی
میخاست برگه را امضا کنه که
¥هی ماری اول بخونش بعد امضاش کن
+راست میگی تو بیا بخون تو بهتر میدونی.

£و ایشون کی باشن؟
+خواهرمه...و خب وکیل هم هست‌
£عوها.باشه هرکاری میخاین بکنین فقط زود امضاش کنین

چند مین بعد
¥اره ماریان چیز بدی‌نیست برای واگذاری سهمه
+خدا لعنتت کنه سوهو عوضی.
و امضا میکنه.
دیدگاه ها (۰)

فیک تهیونگ

فیک تهیونگ

فیک تهیونگ

فیک تهیونگ

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط