{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پاییز ...

پاییز ...
هر قدر هم که دلبر باشد و گیسو طلا
هر قدر هم که طناز باشد و رعنا
گلوی تمام غروب‌هایش را بغض گرفته
و ته چشم‌های عسلی‌اش را غم.
انگار دست‌هایش
پنج انگشت دوست داشتنی میخواهد
و قدم‌هایش هم پایی دیوانه.
پاییز را بگذارید برای حرف های قشنگ،
برای چشم در چشم شدن،
برای عاشق شدن ...
شما را به خدا
یک وقت هوس رفتن به سرتان نزند
آنوقت نبودنتان میشود درد بی‌درمان،
میشود بغض، میشود اشک ...

#𝑺𝒆𝒕𝒂𝒓𝒆𝒉
دیدگاه ها (۱)

پاییز، داستانش فرق میکند؛باید دست خودت را بگیری و از خانه بی...

یه افسانه‌ی قدیمی یونانی هست که مردم در گذشته معتقد بودن وقت...

گاهی چایی ام را، با خیالت شیرین می کنم گاهی دست در دستِ خیال...

کنارم باش ، این پاییز ،کنارم باش ، می ترسم ...خزان را دوست د...

「#𝗡𝗘𝗠𝗘𝗦𓏺𝗜𝗦」 مُـجــٰازاتـگـر𝗣𝗔𝗥𝗧 : 121✦....

「#𝗡𝗘𝗠𝗘𝗦𓏺𝗜𝗦」 مُـجــٰازاتـگـر𝗣𝗔𝗥𝗧 : 123✦....

کشید.و با صدای که بوی از درد و دوید از آتش درون قلبش فریاد ک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط