{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

او میخندید ولی ....

او میخندید ولی ....
چشمانش گویای چیز دیگری بود.
دیدگاه ها (۱)

امروز آزمایشگاه مدرسمون آتیش گرفت خیلی بد بود از ترس پاهمو ...

از زندگی کردن خیلی خسته شدم دوستم دارم بمیرم کاش جرعت خودکشي...

..‌.

☆♡

به حرمت چشمانش تا ابد نگاه بر دیگری را برخود حرام کردم... #ع...

به به آقای موریارتیمن می تونم شماره تونو داشته باشم؟؟

هومممممممم

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط