{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

امروز آزمایشگاه مدرسمون آتیش گرفت خیلی بد بود از ترس پاه

امروز آزمایشگاه مدرسمون آتیش گرفت خیلی بد بود از ترس پاهمو حس نمیکردم از یه طرف هم نگران بودم دخترا برن چیزشون بشه افتضاح بود..
دیدگاه ها (۰)

از زندگی کردن خیلی خسته شدم دوستم دارم بمیرم کاش جرعت خودکشي...

او میخندید ولی ....چشمانش گویای چیز دیگری بود.

..‌.

برف زمستونی

...

اون همه قشنگیت از چشمِ همه مخفی بشهیعنی فقط من ببینم که چقدر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط