《☆CALL MY DADY☆》
《☆CALL MY DADY☆》
part 11
ویو آنیا و لارا
آنیا معلوم بود می ترسه برگرده به جمعی از رفیقاش که تو موقعیت بد پیشش نبودن لارا هم همین
آنیا قبل از اینکه پیاده بشه گفت=
_ نمیدونم چرا لارا . ولی می ترسم (بغص)
_ منم خیلی می ترسم
تهیونگ پیاده شد و اومد دید ما اینجوری حرف میزنیم گفت=
_ فکر کنم تایم پریودی تون نزدیکه
۲ _هییییییی
کم کم رفتیم داخل تا آملیا رو دیدیم منو لارا و آملیا کلا بغل هم بودیم که یونگی گفت یکم ماهم تحویل بگیرین منم گفتم=
_ چشممممممم
_ یونگی این پسره کیه
_ دوست پسر جدیده هانا
_ ای کثافت نباید بهش دست میدادم*)
(یونگی بزور خندشو نگه داشت*)
باهمه سلام کردم که لارا بزور همه جاهارو بست که من کنار کوک بشینم کوک هم فهمید و
کوک به صندلی کناریش اشاره کرد و من نشستم )))*
یونگی =خب میخوایم بازی کنیم دو از بازی هایی که تو دانشگاه می کردیم
همه=میدونیم کدوم بازی هارو میگی
یونگی =خب پس من سوالارو می پرسم
یونگی =آنیا از کوک خوشت میاد
آنیا=...
یونگی =لارا
لارا = اره از کوک خوشش میاد
انیا صورتش قرمز شد
بازی همینجوری می رفت که آملیا و ته همو بوسدن واز اونطرف لارا و یونگی همو بوسدن
که دوباره نوبت ما شد
یونگی = آنیا اولین بوست با کی بوده
آنیا = ...
یونگی = کوک
منو کوک همو نگاه کردم چون اولین بوسم با خودش بود
کوک= آنیا اولین بوسش با خودش بود همشباید آینش رو تمیز می کردم
همه خندیدیم
آنیا گفت =
_ ههه هرکی هرکی رو ببوسه منو کوک همه نمی بوسیم
یونگی = خب بچه ها بریم اتاق وحشت
همه = هورااااااا
تو راه آنیا خیلی م.ش.ر.و.ب خورده بود و مست کرده بود
ویو آنیا
خیلی نامحسوس نزدیک کوک شدم دستمو رو باسنش گذاشتم =
_ گوچی بوچی
کوکم دستشو یواشکی گذاشت رو سینم =
_ گیچی گیچی
رومو اونور کردم
کوک = الان قهری
آنیا = آره
کوک = چیکار کنم آنیا خانوم ناراحت نباشه
آنیا = نمیدونم آقای کوک منو ببوسه
کوک=چیییییی (تعجب)
آنیا = آله دیگه (کیوت)
رسیدیم اونجا
آنیا تق افتاد زمین
لارا = نگران نباشین کارشه
کوک منو بلند کرد رفتیم داخل ورودی دادیم و شروع شد ما بچه هارو گم کردیم که من تازه بیدار شدم =
_ کجاییم
جنه اومد سمتم هوهااااا
بهش ی چک زدم
کوک همینطوری همه جن هارو بزنی اینجا تعطیل میشه
آنیا= کی به قولت عمل میکنی
کوک= امم
آنیا= زود باش بگو (خودشو نزدیک کوک میکنه)
(( کوک لبشو اروم مثل بچه رو لب آنیا گذاشت کوتاه ولی لذت بخش ))
چند دقیقه بعد بچه ها مارو پیدا کردن منم که بغل کوک خواب بودم *)))
لارا= کوک مراقبش باش
کوک= باشه
لارا= واقعا میگم مراقبش باش پ.ر.ی.و.د.ی.ش نزدیکه
همه به سمت خونه هامون راه افتادیم *
راه افتادیم که من گفتم
آنیا= پریود شدم
کوک = نه نه نگو الان چرا؟
آنیا= مگه دست خودمه
وایستا برم اینجا سوپری برات نوار بخرم
انیا هم منتظر موند
----------------------------------------
اینم پارت ۱۱ اگه کم بود ببخشید 🙏🏻
بچه ها احساس می کنم دیگه فیکمو دوست ندارید😞
دوستون دارم🛐🌌
اسلاید ۲ =قیافه لارا 🎀
اسلاید ۳ =قیافه آملیا 🎀
اسلاید ۴=قیافه آنیا 🎀
شرط
۳۰ لایک
۲۰ کامنت
۳۰ بازنشر
part 11
ویو آنیا و لارا
آنیا معلوم بود می ترسه برگرده به جمعی از رفیقاش که تو موقعیت بد پیشش نبودن لارا هم همین
آنیا قبل از اینکه پیاده بشه گفت=
_ نمیدونم چرا لارا . ولی می ترسم (بغص)
_ منم خیلی می ترسم
تهیونگ پیاده شد و اومد دید ما اینجوری حرف میزنیم گفت=
_ فکر کنم تایم پریودی تون نزدیکه
۲ _هییییییی
کم کم رفتیم داخل تا آملیا رو دیدیم منو لارا و آملیا کلا بغل هم بودیم که یونگی گفت یکم ماهم تحویل بگیرین منم گفتم=
_ چشممممممم
_ یونگی این پسره کیه
_ دوست پسر جدیده هانا
_ ای کثافت نباید بهش دست میدادم*)
(یونگی بزور خندشو نگه داشت*)
باهمه سلام کردم که لارا بزور همه جاهارو بست که من کنار کوک بشینم کوک هم فهمید و
کوک به صندلی کناریش اشاره کرد و من نشستم )))*
یونگی =خب میخوایم بازی کنیم دو از بازی هایی که تو دانشگاه می کردیم
همه=میدونیم کدوم بازی هارو میگی
یونگی =خب پس من سوالارو می پرسم
یونگی =آنیا از کوک خوشت میاد
آنیا=...
یونگی =لارا
لارا = اره از کوک خوشش میاد
انیا صورتش قرمز شد
بازی همینجوری می رفت که آملیا و ته همو بوسدن واز اونطرف لارا و یونگی همو بوسدن
که دوباره نوبت ما شد
یونگی = آنیا اولین بوست با کی بوده
آنیا = ...
یونگی = کوک
منو کوک همو نگاه کردم چون اولین بوسم با خودش بود
کوک= آنیا اولین بوسش با خودش بود همشباید آینش رو تمیز می کردم
همه خندیدیم
آنیا گفت =
_ ههه هرکی هرکی رو ببوسه منو کوک همه نمی بوسیم
یونگی = خب بچه ها بریم اتاق وحشت
همه = هورااااااا
تو راه آنیا خیلی م.ش.ر.و.ب خورده بود و مست کرده بود
ویو آنیا
خیلی نامحسوس نزدیک کوک شدم دستمو رو باسنش گذاشتم =
_ گوچی بوچی
کوکم دستشو یواشکی گذاشت رو سینم =
_ گیچی گیچی
رومو اونور کردم
کوک = الان قهری
آنیا = آره
کوک = چیکار کنم آنیا خانوم ناراحت نباشه
آنیا = نمیدونم آقای کوک منو ببوسه
کوک=چیییییی (تعجب)
آنیا = آله دیگه (کیوت)
رسیدیم اونجا
آنیا تق افتاد زمین
لارا = نگران نباشین کارشه
کوک منو بلند کرد رفتیم داخل ورودی دادیم و شروع شد ما بچه هارو گم کردیم که من تازه بیدار شدم =
_ کجاییم
جنه اومد سمتم هوهااااا
بهش ی چک زدم
کوک همینطوری همه جن هارو بزنی اینجا تعطیل میشه
آنیا= کی به قولت عمل میکنی
کوک= امم
آنیا= زود باش بگو (خودشو نزدیک کوک میکنه)
(( کوک لبشو اروم مثل بچه رو لب آنیا گذاشت کوتاه ولی لذت بخش ))
چند دقیقه بعد بچه ها مارو پیدا کردن منم که بغل کوک خواب بودم *)))
لارا= کوک مراقبش باش
کوک= باشه
لارا= واقعا میگم مراقبش باش پ.ر.ی.و.د.ی.ش نزدیکه
همه به سمت خونه هامون راه افتادیم *
راه افتادیم که من گفتم
آنیا= پریود شدم
کوک = نه نه نگو الان چرا؟
آنیا= مگه دست خودمه
وایستا برم اینجا سوپری برات نوار بخرم
انیا هم منتظر موند
----------------------------------------
اینم پارت ۱۱ اگه کم بود ببخشید 🙏🏻
بچه ها احساس می کنم دیگه فیکمو دوست ندارید😞
دوستون دارم🛐🌌
اسلاید ۲ =قیافه لارا 🎀
اسلاید ۳ =قیافه آملیا 🎀
اسلاید ۴=قیافه آنیا 🎀
شرط
۳۰ لایک
۲۰ کامنت
۳۰ بازنشر
- ۱۸۱
- ۰۶ مرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط