{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

خیلی گریه کردم.

خیلی گریه کردم.
برای همه چیز گریه کردم.
برای تمام چیزهایی که در خودم دوست نداشتم برای حماقت‌های ناخودآگاهی که مرتکب شده بودم و تمام چیزهایی که وقتی عقل رس شده بودم فکر می‌کردم هرگز گم نمی شوند.
از میدان اتوآل تا میدان کلیشی اشک ریختم.
در تمام پاریس اشک ریختم، و برای تمام زندگی‌ام گریه کردم...

#آنا_گاوالد
دیدگاه ها (۱۱۱)

دوست داشتن یک نفر، مثل نقل مکان کردن به یه خونه ست. اولش عاش...

عشق چه کوتاه استو فراموشی چه طولانی!#پابلو_نرودا

اردیبهشتفقط حالاست که آدم بی بهانه دلش عاشقی میخواهد، که آسم...

وقتی می پرسی "چرا من" ؟به دخترکی فکر کنکه از بین هزار عروسک ...

پارت ۱ | کودکیهفت سالم بود.خونه پر از سر و صدا بود. همه برای...

پارت ۳ | آدم‌هایی که کم‌کم من را برگرداندندورود به دانشگاه ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط