{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

وقتی کوچک بودم

وقتی کوچک بودم

فکر میکردم آدمها چقدر بزرگند و ترس برم میداشت ...

بزرگ که شدم دیدم بعضی آدما چقــــــدر کوچکند

و بیشتر ترسیدم



آلفرد هیچکاک
دیدگاه ها (۷)

صبح و ِطلوع شعر و غزل ، ناشتای تویعنی سلام ، زنده شدم با دعـ...

ﺍﻧﺮﮊﯼ ﻣﻨﻔﯽ ﺭﺍ ﭼﮕﻮﻧﻪ ﺗﺨﻠﯿﻪ ﮐﻨﯿﻢ ﮐﻪ ﺑﻪ ﮐﺴﯽ ﺻﺪﻣﻪﻧﺰﻧﺪ؟ﺍﻧﺮﮊﯼ ﻣﻨﻔﯽ...

انسانیت غذا دادن به گدا نیست! ...

از رها کردن نترسباور کن هیچ کس نمی تواندچیزی که مال توست را ...

من هیچ وقت نمیتونم از اکسو دل بکنم وقتی بچه بودم فکر میکردم ...

Part4دروغویو دریا خیلی خسته شده بودم واقعا توانیه ی هیچی رو ...

#part_5#پایان_خوش_داستان_من که بابام رو دیدم شروع کرد داد زد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط