{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ویو سوجی

ویو سوجی

بعد از اینکه از معلم سوال پرسیدم صدای جیغ سوزی اومد
سریع رفتم بیرون دیدم اون اون وو کثافت ( حقشه بیشتر بگو تازه تو نبوده بهت گفت عوضی
اون وو: عه عه تو مثلا ادمینی هاا
آدمین: باشه تو به پسرم گفتی عوضی)
رو سوزی قهوه ریخته و سوزی داره گیریه میکنه
سری رفتم سمت اون وو
سوجی : داری چه گوهی میخوری

اون وو : نترس تورو نمی‌خورم فقط دارم یه کوچولو خواهرت رو اذیت میکنم
سوجی : از سوزی فاصله بگیر
اون وو : اگه نگیرم چی
سوجی : اونوقت مجبور میشم سر به تنت نزارم
اون وو: اوه واقعا خیلی ترسیدم
سوجی : باید هم بترسی
اونوو : جدا
سوجی سمته اون وو حمله کرد که دوستاش جلوش رو گرفتن
دوستاش : آروم باش داداش نمیخوای که باز تنبیه شی
سوجی : خیلی خب آرومم ولم کنین






بیا داداش اگه میخوای فیک بخونی


























خب اومدم اینجا که خلوت باشه بهت بگم

دوستان واقعا از فیک حمایت نمیکنین یکم خواهشا حمایت کنین دیگه الانم بخاطر یکی از طرفداران گذاشتم
دیدگاه ها (۲۴)

گزارش شد حاجی دردت چیه بگو شاید کمکت کردم خب اگه فکر میکنی م...

𐙚🦋 ویو آت 🦋𐙚چند ثانیه فقط به ته نگاه کردم.هنوز ذهنم درگیر حر...

⟭𝑓𝑟𝑜𝑚 𝑓𝑟𝑖𝑒𝑛𝑑𝑠ℎ𝑖𝑝 𝑡𝑜𝑜 𝑙𝑜𝑣𝑒 ⟬𝑃𝑎𝑟𝑡 22...........گارسون=بله بفرم...

رمان: تا وقتی که عاشقت شدم

محو زیبایی او پارت ۳۶ویو تهیونگ رفتم جلوی در اتاق رزا و در ز...

ا.ت دست ایون رو گرفت و خواست بره ، ولی یه خال آشنا روی سر ته...

خب باید یه صحبتی راجب فیک 𝑴𝒚 𝒍𝒊𝒍𝒊𝒐𝒎 باهاتون داشته باشم!راستش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط