{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

طرف زنش خیلی چاق بود، بهش میگه : خاک تو سرت پشتت انگار لب

طرف زنش خیلی چاق بود، بهش میگه : خاک تو سرت پشتت انگار لباسشویی پونزده کیلویه!
شب که شد به زنش گفت یه حالی بده!
زنه گفت شرمنده نمیتونم لباسشویی 15 کیلویی رو واس یه لنگه جوراب روشن کنم
😞
𝗔𝗠𝗜𝗥.♔.
دیدگاه ها (۲۱)

هیییفاز عوض کنیم

#استوری

میگما دلبر مو فرفری من الهی من فدای تک تک پیچ و خم موهات بشم...

من تورو از همین دور دوست دارم، بدون این که بتونم بغلت کنم، ب...

نام=)سایه مافیا### پارت ششم: اعترافِ سردلیها در حالی که تهیو...

پارت اولصبح بود با نور آفتاب از خواب بیدار شدیاز طبقه ها پای...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط