{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

از تو دلگیرم و از دست خودم بیزارم

از تو دلگیرم و از دست خودم بیزارم
امشب اندازه ی یک عمر شکایت دارم

حال ِ من حال ِ خوشی نیست ، دلم می لرزد
وای بر حال ِ من و حال ِ دل ِ بیمارم
بی تو این ثانیه ها می گذرد اما سخت
بی تو شب های زیادی ست که من بیدارم

کاش بودی که کمی حال مرا دریابی
کاش بودی که سر از دامن غم بردارم

بارها خواسته ام سوی تو پرواز کنم
آه .. هر بار می افتد گِرهی در کارم
من خودم را به خیال تو سپردم اما
باید انگار تو را هم به خدا بسپارم

رفتن از شهر تو را دوست ندارم ،دیریست
دل من پیش تو گیر است ،ولی ناچارم

می روم گوشه ای از دوری تو می میرم
آخر قصه همین است که می پندارم...
دیدگاه ها (۲)

عاشق زنی بودن،سخت نیستکافیست حواست پرت نشود از دوست داشتنش ک...

بگذار زمین هر لحظه پوست بیندازد شب بجای روز بشیند و باز مغلو...

تو...فقط چند روز است که نیستیمن...هزاران قرن است که دلتنگم.....

بین چشم هایتو شب چه شباهتی است که مهتابمعشوقه اش رادست به سر...

یکی از احکام زیارت ارباب سید الشهدا اینکه باید زائر با سرو ر...

*برای «بُشری» غریبم*سال‌ها گذشت و تو بزرگ شدی؛ اما نگاه من ب...

*برای «بُشری» غریبم*سال‌ها گذشت و تو بزرگ شدی؛ اما نگاه من ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط