همسایه تان بودیم

همسایه تان بودیم
تو می خندیدی
و من
دیوار به دیوار
گریه می کردم ...
دیدگاه ها (۲)

ڪْـِشـِش نـّـدآرمــًً خٰـوبــّ بـُودَنــــموْ بـہـ ڪْْسـےِِِ...

دَستــ بیخِــ گِلویَشــ گُذاشتــو صِدایِـ دِلنشینَشــ را اَز...

آدم یه روزایی به بـــــــودن بعضیـــا خیـــــلی احتیـــــاج ...

لبخند فقد رو لب اون قشنگ میشد

به جفای تو من وفا کردم دادی تشناب من دعا کردم هرچه فرموده ای...

تو خندیدی...جهان زیبا‌شد.....

به جفای تو من وفا کردمدادی تشناب من دعا کردمتو ندانی خدا می ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط