{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

عقل می دانست نمی مانی

عقل می دانست نمی مانی
لیک
مجنون" چشمان من بود
که
تو را لیلی می دید

#امیرعلی_قربانی
دیدگاه ها (۲۹)

تا دست دل از جاده کوتاه ماندچشم منتظراز قاب پنجره مسافر می خ...

ما به ناخن تار و پود جِسم از هَم کَنده ایم خواه تار سُبحه گر...

ترا مَقصود آن باشد که قربانِ رَهت گردمرُبایی دِل که گیری جان...

کاری مکن که بدعتِ وارستگی ز عشق من در میانِ سلسله‌ی عاشقان ن...

تو مجنون قصه نبودی، من بی جهت خودم را لیلی پنداشتم:)

« آدم وقتی تنها می‌شود، همه‌ﭽﻴﺰ را می‌بیند، چیزهایی که توئِ ...

حافظ زِ دو چشمان قشنگ تو غزل ساخت،هر کس که تو را دید به چشما...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط