P. 11
(ویو تهیونگ)
امروز قرار بود برم آمریکا تو فرودگاه از جی وو و جونگ کوک خداحافظی کردم و سوار هواپیما شدم حس خیلی بدی به این قرار داشتم اما اگه این قرار داد رو انجام میدادیم خیلی به نفع باندمون بود بخاطره همین باید انجامش میدادیم امیدوارم که خبرای بدی درانتظارمون نباشه
(ویو جونگ کوک)
امروز قرار شده که با جی وو بریم بیرون و مثل همیشه خوشگذرونی کنیم اما یکدفعه ای گوشیم زنگ خورد که دیدم جی وو داره نگام میکنه وقتی جواب گوشی رو دادم از طرف شرکت بود
..... سلام آقای جئون
-سلام مشکلی پیش اومده؟
....بله مثل اینکه یه مشکلی پیش اومده که باید بیاید
-باشه الان میام
مگه امروز قرار نبود بریم خوشگذرونی (کلافه)
-مجبورم برم اما قول میدم که شب باهم دیگه بریم رستوران و لب ساحل تو هم تا اون موقع استراحت کن
باشه پس قول دادی
-باشه
رفتم آماده شدم و رفتم شرکت
(ویو تهیونگ)
تو هواپیما بودم که یکدفعه آقای مین زنگ زد
(علامت آقای مین:=)
=سلام آقای کیم
×سلام آقای مین مشکلی پیش اومده ؟
=نه مشکلی پیش نیومده فقط چون می خوام دو هفته دیگه از اینجا برم یه جای دیگه می خوام که به آقای جئون بگید که قرار رو انداختم برای دو روز دیگه
×اما....... باشه
=پس دیگه دوروز دیگه میبینمتون
×خدافظ
=قط کرد
وقتی قرار افتاد برای دوروز دیگه نمی دونم چرا دلشورم بدتر شد به جونگ کوک زنگ زدم تا بهش بگم
×سلام کوک
-سلام ته ته اتفاقی افتاده
×ن... یعنی آره آقای مین الان زنگ زد گفت چون می خواد چند هفته دیگه از اینجا بره قرار رو انداخته برای دوروز دیگه
-ولی من الان چجوری بیام اونجا
×الان برو و برای فردا بلیط بگیر
-اوکی
(ویو جونگ کوک)
وقتی تهیونگ گفت قرار افتاده برای دوروز دیگه نگران شدم امیدوارم که اونجا اتفاقی نیوفته بعد از اینکه رفتم شرکت متوجه شدم یکی از دستگاه ها خراب شده بعد از اینکه کارای شرکت رو انجام دادم رفتم و یه بلیط گرفتم برای فردا ساعت شیش صبح خیلی دوست داشتم جی وو همراهم بیاد اما اون باید به جای من مراقب کارا باشه پس فقط خودم باید برم بعد از اینکه همه ی کارام رو انجام دادم وقتی ساعت رو نگاه کردم ساعت هشت شب بود بخاطره همین به جی وو زنگ زدم
-سلام قشنگم (یکی رو هم ندارم اینجوری باهام صحبت کنه)
سلام عزیزم
-زود آما شو بیا پایین تا بریم رستوران
باشه
(ویو جی وو)
رفتم زود آماده شدم و زود رفتم پایین که ماشین جونگ کوک رو دیدم وایییی خدا این شوهر من چقدر جذابه
بعد رفتم سوار ماشین شدم
سلاممممم
-سلام بیب
-بریم
آره
(ویو بعد اینکه رفتن رستوران و شام خوردن)
امروز قرار بود برم آمریکا تو فرودگاه از جی وو و جونگ کوک خداحافظی کردم و سوار هواپیما شدم حس خیلی بدی به این قرار داشتم اما اگه این قرار داد رو انجام میدادیم خیلی به نفع باندمون بود بخاطره همین باید انجامش میدادیم امیدوارم که خبرای بدی درانتظارمون نباشه
(ویو جونگ کوک)
امروز قرار شده که با جی وو بریم بیرون و مثل همیشه خوشگذرونی کنیم اما یکدفعه ای گوشیم زنگ خورد که دیدم جی وو داره نگام میکنه وقتی جواب گوشی رو دادم از طرف شرکت بود
..... سلام آقای جئون
-سلام مشکلی پیش اومده؟
....بله مثل اینکه یه مشکلی پیش اومده که باید بیاید
-باشه الان میام
مگه امروز قرار نبود بریم خوشگذرونی (کلافه)
-مجبورم برم اما قول میدم که شب باهم دیگه بریم رستوران و لب ساحل تو هم تا اون موقع استراحت کن
باشه پس قول دادی
-باشه
رفتم آماده شدم و رفتم شرکت
(ویو تهیونگ)
تو هواپیما بودم که یکدفعه آقای مین زنگ زد
(علامت آقای مین:=)
=سلام آقای کیم
×سلام آقای مین مشکلی پیش اومده ؟
=نه مشکلی پیش نیومده فقط چون می خوام دو هفته دیگه از اینجا برم یه جای دیگه می خوام که به آقای جئون بگید که قرار رو انداختم برای دو روز دیگه
×اما....... باشه
=پس دیگه دوروز دیگه میبینمتون
×خدافظ
=قط کرد
وقتی قرار افتاد برای دوروز دیگه نمی دونم چرا دلشورم بدتر شد به جونگ کوک زنگ زدم تا بهش بگم
×سلام کوک
-سلام ته ته اتفاقی افتاده
×ن... یعنی آره آقای مین الان زنگ زد گفت چون می خواد چند هفته دیگه از اینجا بره قرار رو انداخته برای دوروز دیگه
-ولی من الان چجوری بیام اونجا
×الان برو و برای فردا بلیط بگیر
-اوکی
(ویو جونگ کوک)
وقتی تهیونگ گفت قرار افتاده برای دوروز دیگه نگران شدم امیدوارم که اونجا اتفاقی نیوفته بعد از اینکه رفتم شرکت متوجه شدم یکی از دستگاه ها خراب شده بعد از اینکه کارای شرکت رو انجام دادم رفتم و یه بلیط گرفتم برای فردا ساعت شیش صبح خیلی دوست داشتم جی وو همراهم بیاد اما اون باید به جای من مراقب کارا باشه پس فقط خودم باید برم بعد از اینکه همه ی کارام رو انجام دادم وقتی ساعت رو نگاه کردم ساعت هشت شب بود بخاطره همین به جی وو زنگ زدم
-سلام قشنگم (یکی رو هم ندارم اینجوری باهام صحبت کنه)
سلام عزیزم
-زود آما شو بیا پایین تا بریم رستوران
باشه
(ویو جی وو)
رفتم زود آماده شدم و زود رفتم پایین که ماشین جونگ کوک رو دیدم وایییی خدا این شوهر من چقدر جذابه
بعد رفتم سوار ماشین شدم
سلاممممم
-سلام بیب
-بریم
آره
(ویو بعد اینکه رفتن رستوران و شام خوردن)
- ۳.۶k
- ۱۶ دی ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط