پارت
پارت۶
از زبان ایزیکو:صلاحی که انتخاب کردم چاقو بود
اولین روز که چاقو رو انتخاب کردم
کروگیری می خواست با من بجنگه
در واقعت نمیدونم چجوری با چاقو بجنگم ولی بازم جنگیدم شکست خوردم
و دستم رو بریدم
سه ساعت خون اومد
و کسی کاری نکرد فقط توگا یکم خون خورد و پانسمانش کرد
واقعا توگا خیلی مهربونه برعکسه چیزی که میگن
روز بعد....
توی خواب بودم که کروگیری من از خواب بیدار کرد
کروگیری:وقت تمرینه
وقتی این حرف رو زد دیدم بقلم چاقو
هست
من: چرا چاقو روی منه (نگرانی)
کروگیری:فکنم به چاقو داری وابسته میشی؟)
ایزیکو :چجوری آخه سنسه؟
کروگیری:نمی دونم؟ فکنم وقتی چاقو رو انتخاب کردی در واقیعت چاقو تو رو انتخاب کرده،امکان هم داره که وقتی شب احساس کردی به چاقو نیاز داری؟شاید نباشه این فقط حدس منه
ایزیکو :چه حدس عالی ای
کروگیری:ممنونم
ایزیکو دارم مسخرت میکنم ولش کن بابا
خوب نمیریم تمرین؟
کروگیری سرش رو تکان میده
و میرن
توی این دور ایزیکو برنده میشه
چند دقیقه استراحت میکند
۵ سال بعد....
ایزیکو ده سالش میشه
بنظرتون پارت بعدی درباره ایزوکو باشه؟
از زبان ایزیکو:صلاحی که انتخاب کردم چاقو بود
اولین روز که چاقو رو انتخاب کردم
کروگیری می خواست با من بجنگه
در واقعت نمیدونم چجوری با چاقو بجنگم ولی بازم جنگیدم شکست خوردم
و دستم رو بریدم
سه ساعت خون اومد
و کسی کاری نکرد فقط توگا یکم خون خورد و پانسمانش کرد
واقعا توگا خیلی مهربونه برعکسه چیزی که میگن
روز بعد....
توی خواب بودم که کروگیری من از خواب بیدار کرد
کروگیری:وقت تمرینه
وقتی این حرف رو زد دیدم بقلم چاقو
هست
من: چرا چاقو روی منه (نگرانی)
کروگیری:فکنم به چاقو داری وابسته میشی؟)
ایزیکو :چجوری آخه سنسه؟
کروگیری:نمی دونم؟ فکنم وقتی چاقو رو انتخاب کردی در واقیعت چاقو تو رو انتخاب کرده،امکان هم داره که وقتی شب احساس کردی به چاقو نیاز داری؟شاید نباشه این فقط حدس منه
ایزیکو :چه حدس عالی ای
کروگیری:ممنونم
ایزیکو دارم مسخرت میکنم ولش کن بابا
خوب نمیریم تمرین؟
کروگیری سرش رو تکان میده
و میرن
توی این دور ایزیکو برنده میشه
چند دقیقه استراحت میکند
۵ سال بعد....
ایزیکو ده سالش میشه
بنظرتون پارت بعدی درباره ایزوکو باشه؟
- ۳.۸k
- ۱۵ اسفند ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط