{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

رمان لیچا

رمان لیچا


آسیا : الیف مطمعنی میخوای برگردی؟
الیف:اره من توی اون دوره زندگی میکنم
آسیا:یعنی مارو فراموش میکنی؟
لیا:اره همه چی یادم میاره اما همیشه توی قلبم هستید همیشه جز خواب ها و رویا هام هستید
آردا:اگه اونجا خوشحالی باشه
الیف:آخه اونجا من همه چیز فراموش میکنم
سینان؛باشه امیدوارم بتونی زندگی خوبی داشته باشی
الیف :ممنونم
آسیا :واقعا گروه ماوی آی چرا باید از هم به پاشه
الیف:این حرفو نزن ما هنوز دوست هستیم و هنوز گروه مون پا بر جاست
آسیا:چطور اسکندر که افففف توهم که داری میری آردا و سینان هم قرار که برن منم که قرار برگردم
الیف:درسته ما از هم جدا شدیم اسکندر ناپدید شد و بقیه هم دارن میرن اما همیشه قلب هامون به هم وصل و کنار هم هستیم
صالح:الیف دخترم درست میگه
الیف خوب دیگه وقت خدافظی
صالح :خدا پشتو پناهت دخترم برو
الیف :فقط من برم از یکی دیگه خدافظی کنم میام می‌خوام تنهایی باهاش خدافظی کنم
آسیا:باشه قشنگم راحت باش
الیف رفت
الیف:اومدم خدافظی کنم می‌دونی به همه گفتم دیگه قبول کردم اما هنوز فکر میکنم تقصیر من بود کاش هیچ وقت دنبالم نمیگشتی کاش براتون مهم نبود دلم خیلی برات تنگ شده اسکندر تنها راهی که میتونم این درد تموم کنم اینه که همه چیز فراموش کنم اما نمی تونم خودم فراموش کنم پس برمیگرم تو زمانی که بهش تعلق دارم امروزم امدم خدافظی کنم امیدوارم یه روز دوباره برگردی
الیف کلی گریه کرد و به دخت طلایی نگاه کرد رفت
صالح: حاظری دخترم
الیف:بله استاد صالح
الیف همه رو بغل کرد خدافظی کرد و وارد حاله زمان شد و رفت به زمان قیام عثمان همون جایی که وقتی گیر کرده بود رفته بود و همه چیز از یاد برده بود.....

❤️🎀لایک یادتون نره گلا🎀❤️
دیدگاه ها (۱۲)

بعد اون شب که بدون خداحافظی رفتیمیدونی هیچوقت مثل سابق نشدم...

Iove and the moonPart322هفته بعد کوک داخل  شرکت  برای یه سفر...

𓂀 ── 𝑩𝒍𝒂𝒄𝒌𝒘𝒐𝒐𝒅 𝑴𝒂𝒏𝒐𝒓 ── 𓂀

عررررررر آپدیت مامان لیکسیییی

«Last part» •sad rose•(-متن نامه-) (سلام اوپا،وقتی این نامه ...

ستاره ی من (پارت۷) (فالو:فالو)

" پرواز قوها "" 𝑻𝒉𝒆 𝑭𝒍𝒊𝒈𝒉𝒕 𝒐𝒇 𝑺𝒘𝒂𝒏𝒔"پارت۵۴ویو راوی مشتری تش...

#همسر_اینده_دراکو. پارت۱سلام!اسم من ا/ت اسنیب هستم.وامر...

《اسیر یک قرارداد》پارت ¹⁰ویو سومیاوچشمام گرد شده بود تعجب کرد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط