تهران طوفان آمد ...
تهران طوفان آمد ...
در را باز کرد .
تمام خانه را گشت .
دنبال تو می گشت به گَمانم..
چون من که بودم ... دیوار هم که بود ..
فقط تو نبودی !
عکس تو را از روی طاقچه برداشت که ببرد ... نگذاشتم ..!
خشمگین تر شد ...در را هم نبست !
از پنجره رفت ....
این روز ها هنوز هم اینجاست...
طفلک ..! حالش را خوب میفهمم !
حال و هوای تهران خوش نیست...نمی آیی ؟؟
در را باز کرد .
تمام خانه را گشت .
دنبال تو می گشت به گَمانم..
چون من که بودم ... دیوار هم که بود ..
فقط تو نبودی !
عکس تو را از روی طاقچه برداشت که ببرد ... نگذاشتم ..!
خشمگین تر شد ...در را هم نبست !
از پنجره رفت ....
این روز ها هنوز هم اینجاست...
طفلک ..! حالش را خوب میفهمم !
حال و هوای تهران خوش نیست...نمی آیی ؟؟
- ۷۰۲
- ۲۱ آذر ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط