{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

و من به یکباره یاد گرفتم دیگر کسی رو دوست نداشته باشم

‌وَ من به یکباره یاد گرفتم دیگر کسی رو دوست نداشته باشَم,
باری رویِ شانه هایَش نباشم,
که نداند با من چه کند
و کجایِ دلش بگذارد که نه من بشکنَم,
و هم او ثابت بماند,
وَ من به یکباره یاد گرفتم همه یِ اعتمادَم را در کوله پُشتی ام پنهان کنم تا دستِ هیچ احَد الناسی بهش نرسد,
تا بشوَد اسباب بازیِ کودکی هایِ نداشته اش....
و مَن به یکباره اینچنین قَد کشیدم,
و بزرگ شدم....
دیدگاه ها (۳)

‌گاهی میبینم و میگذرمبگذار فکر کنند نفهمیدم...‌

‌و آن کسی را که دوست داری، نيم دیگر تو نیست! او تویی، اما در...

‌‌گفتن «دوستت دارم»، همیشه شبیه دل به دریا زدن است، رها کردن...

‌‌دلش با من نیستاین را خوب میدانَم.فقط این منم که بی او خسته...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط