پارت 7
پارت 7
ویو راوی
رورا توی یک خونه با تمام اعضا نشسته بود روکا همه رو صدا زد بچه ها یک خبر دارم امشب به یک مهمونی مافیایی دعوت شدیم و همه مافیا هام هستن و این مهمون به مناسبت ماست اوکی مهمونی ساعت8 شروع میشه سه ساعت وقت داریم برین بچه ها اماده شدن (عکس لباس هاشون رو گذاشتم)
ویو رورا
وارد مهمونی شدیمو روی یک میز نشستیم بیشتر مافیا هام اومدن به تبریک گفتن یهو دیدم اعضای استری کیدز اومدن به همه سلام کردیم اونا هم اومدن پیش ما نشستن یهو دیدم بله گروه نقاب زنان اومدن واقعا ازشون متنفرم اومدن به همه ما دست دادن من اخر از همه ایستاده بودم یهو کارینا اومد بهم دست داد و در گوشم زمزمه کرد
کارینا: این دفعه بهتون رحم کردم کوچولو دفعه بعد برات گرون تموم میشه
منم عصبانی شدم دستش رو محکم فشار: دادم که یهو داد زد
کارینا: ای چته
رورا: مشکلی نداره عزیزم منم از چیز های ارزون خوشم نمیاد راستی این دوتا پارچه چیه سر هم کردی بهتر نبود اصلا لباس نمی پوشیدی
دیدم خیلی حرص گرفت خنده پیروز مندانه ای زدم
ویو فلیکس
کارینا با یک عشوه ای بهم دست داد که حالم بهم خورد دیدم موقعه ای که به رورا دست داد در گوشش یک چیزی گفت که دیدم رورا دستش رو محکم فشار داد اون حرف ها رو زد نمیدونم چطور اما هر بار بیشتر میبینمش بیشتر جذبش میشم دلم از کاری که کرد خنک شد ولی واقعا رورا خیلی خوشگل شده
☆پایان پارت☆
ویو راوی
رورا توی یک خونه با تمام اعضا نشسته بود روکا همه رو صدا زد بچه ها یک خبر دارم امشب به یک مهمونی مافیایی دعوت شدیم و همه مافیا هام هستن و این مهمون به مناسبت ماست اوکی مهمونی ساعت8 شروع میشه سه ساعت وقت داریم برین بچه ها اماده شدن (عکس لباس هاشون رو گذاشتم)
ویو رورا
وارد مهمونی شدیمو روی یک میز نشستیم بیشتر مافیا هام اومدن به تبریک گفتن یهو دیدم اعضای استری کیدز اومدن به همه سلام کردیم اونا هم اومدن پیش ما نشستن یهو دیدم بله گروه نقاب زنان اومدن واقعا ازشون متنفرم اومدن به همه ما دست دادن من اخر از همه ایستاده بودم یهو کارینا اومد بهم دست داد و در گوشم زمزمه کرد
کارینا: این دفعه بهتون رحم کردم کوچولو دفعه بعد برات گرون تموم میشه
منم عصبانی شدم دستش رو محکم فشار: دادم که یهو داد زد
کارینا: ای چته
رورا: مشکلی نداره عزیزم منم از چیز های ارزون خوشم نمیاد راستی این دوتا پارچه چیه سر هم کردی بهتر نبود اصلا لباس نمی پوشیدی
دیدم خیلی حرص گرفت خنده پیروز مندانه ای زدم
ویو فلیکس
کارینا با یک عشوه ای بهم دست داد که حالم بهم خورد دیدم موقعه ای که به رورا دست داد در گوشش یک چیزی گفت که دیدم رورا دستش رو محکم فشار داد اون حرف ها رو زد نمیدونم چطور اما هر بار بیشتر میبینمش بیشتر جذبش میشم دلم از کاری که کرد خنک شد ولی واقعا رورا خیلی خوشگل شده
☆پایان پارت☆
- ۶۹
- ۲۷ تیر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط