{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت 6

پارت 6

ویو فلیکس

که دیدم رورا یک نیشخند زد و رفت سمت اخرای پشت بوم نشست و تفنگش رو در اورد کاملا محوش شده بودم اون واقعا خوشگل بود یهو از فکر اومدم بیرون فلیکس تو نباید به اون فکر کنی که یهو بنگ چان از پرسید
بنگ چان: داری چی کار میکنی
رورا: گروه نقاب زنان حمله کردن
نکته:(گروه نقاب زنان همون اسپا هستش که کارینا هم هست) فلیکس با تعجب داشت نگاه میکرد نقاب زنان دیدم یهو رورا شروع کرد به تیر اندازی

ویو رورا

داشتم تیر اندازی میکردم که یهو دیدم تیر هام تموم شد
رورا: الان وقتش نبود
دوتا کلت رو از توی جیبش در اورد همه رفته بود تا کار ها رو انجام بدن رفتم پایین پاریتا اونجا بود همراه فلیکس هم اونجا بود داشتم تیر اندازی میکردم دیدم یکی پشت فلیکس هستش تفنگ رو بالا اوردم

ویو فلیکس

دیدم رورا داره تفنگ رو میگیره سمت من یهو گفت
رورا: به پا
فهمیدیم منظورش چیه و جای خالی دادم دیدم تیر هاش تموم شد شروع کرد به مبارزه اون واقعا حرفه ای هستش خلاصه امشب تموم شد

☆پایان پارت☆
دیدگاه ها (۲)

پارت 5ویو رورا یکی دستشو گذاشت روی شونم منم دستش رو گرفتم پی...

50تایی شدنمون مبارک💖💖💖💖💖

پارت 2ویو اعضا/بیبی مانستر روکا: خب دخترا خودتون میدونید که ...

پارت 4ویو رورا که یهو ارپاد توی گوشم به صدا در اومد رامی بود...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط