{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

فیک {ازدواجی که بانفرت شروع شود و با نفرت یا عشق تموم می

فیک {ازدواجی که بانفرت شروع شود و با نفرت یا عشق تموم میشه؟}

P2
بعد از حرف لونا انقد به فکر کردم نمیدنم کی خوابیدم که با در زدن اتاقم از خواب پریدم که خدمتکار شخصی مادر پلین بود (بچه ها من معرفی نزاشتم که داستان جذابیت خودشو از دست نده)


پلین: خانم ات حاضرید مهمان ها تا ۳۰ دقیقه دیگه میرسن ؟
ات:چیییییی (با داد اروم ) ار....ه من امادم تو برو منم ۵ دقیقه به امدن مهمون ها میام

پلین:چشم خانم


ویو ات:اخیش اگه میگفتم نه به مامانم میگفت بعد دوباره کارم به سیلی خوردن می افتاد حلا تا دو خانواده مزخرف نیومدن برم اماده شم (خوب ات کاراشو انجانم داد و رفت پایین و منتظر مهمون ها شود)

ماری:بح ات خانم تشریف فرماشودی زود باش بشین اها اگه با ابن ازدواج موافقد نکی من میدونم و تو


سون جی:ات بهتر کاری که مادرت گفته رو انجام بدی و گرنه هم ابرومون جلوی خاندان کیم میره هم شانس سرمای گزاری با کیم ها از دست میدیم پس حواست جم که چی از دهنت میاد بیرون باشه

ات:پدر من.....
که لونا میپر وصد حرفشون

لونا:بابا جون (با ناز)از این هرزه هیچ انتظرای نداشته باش چون اینه همیشه گند میزنه به همه چیز

ماری:لونا ساکت تو حق حرف زدن نداری تا وقتی من و پدرت هستیم و تو ات زود بگو میخواستی چی بگی

ات:من با این ازدواج موافقت میکنم

لونا : چ..چییی


سون جی :افرین دختر خوب کاری کردی


ماری:انگار دیگه فهمیدی تو از کدوم خانواده ای

ات:بله و دیگه با تصیمات شما مخالفت نمیکنیم

ویو ات هه فکر کردن من با این ازدواج موافقم فقد برای اینکه از این جهنم دره نجات بدم موافقت کردم و گرنه من از کیم تهیونگ متنفرم

همینطوری که داشتم فکر میکردم پلین امد و

پلین:خانم اقا مهمان ها رسیدن

ماری:عه به این زودی پس بریم استقبال

خوب از اونجای گشادیم میاد همه خوشامدگوی کردن بز ات چون اون قبل اینکه خانواده ته اینا بیان رفته بود اتاقش

ویو نویسنده همه مشغول حرف زدن بودن پدره ته و ات درباره کار حرف میزدن
و مامن ته و ات هم درمورد عروسی

و این بین میا خواهر ته که اصلا از لونا خوشش نمیومد و یه حستی بهش میگفت که لونا هرزست و فکر میکرد اته هم همینطور تهیونگم اینه یه تیکه سنگ خوشک و بی احساس وایستاده بود

پارت ۳ هم اپ میکنم

امیدوارم خوشتون امده باشه

ا☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆


اگه میخواید بدونیت چرا ات از تهیونگ بدش میاد و چرا ماری و سون جی یا همون پدر و مادر با ات سرد برخورد
منو فالو داشته باشید
دیدگاه ها (۰)

امشب پارت ۲ ۳ ۴ فیک جدید رو بزارم اگه حمایت میکنید؟

یک اخرش اینه گاو خشک شودم و دو اینه کسی نیست باهم بحرفیم دار...

تک پارتی از تهیونگ ات : لطفا ته : نه ات : خواهش می کنم ته : ...

پارت ۵ ( اخر ) فیک مافیا کره رسیدن به کافه و تهیونگ رو دید ا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط