Best worng

1:Chapter
Part:46
•ویو بورام•
کوک:وایب ددی میدم؟...میتونم برات یه ددی کامل باشم
تحویل بگیر بورام
بورام:خیلی ممنون..یاد رفتار چند دیقه پیشت بیوفت
مودش تغییر کرد
کوک:یبار دیگه از اون عوضی حرف بزنی جات میشه روی همون تخت
بورام:جونگکوک حق بده این حقش نبود
کوک:میشه بگی دقیقا چی حقشه؟
بورام:یه رفتار مهمون نواز و مهربون تر...ماریا همچیو تعریف کرد گناه دارن
کوک:تو نمیدونی چی شده پس بیخیال
بورام:پس هروقت باهاش مثل ادم رفتار کردی اونموقع میتونی منو ببری رو اون تخت
کوک:بورام تو...
پریدم وسط حرفش
بورام:همینکه گفتم از انتخابمم مطمعنم(خوشش اومده😞)
حلقه درو کمرمو باز کرد و رفتیم پایین ساعت 6:32دقیقه بود سونهی و ماریا خواب بودن منم زنگ زدم سومی بیاد
(مکالمشون)
بورام:الووو
سومی:واقعا؟ بورام چه عجب
بورام:هوفف سومی اب دستته بزار زمین بیا که حوصلم چوصیدع
سومی:اوک
گوشیو قطع کردم که جونگکوک با قیافه پوکر روبه روم نشست...حس قدرت میکردم وقتی حرص میخورد
بورام:صبح بخیر
کوک:5دیقه حرف نزن
بورام:عععا قلبم شکست چقدر سنگدلی تو
با حرفم خنده ای کرد و گفت
کوک:سعی کن کیوت نشی...اصلا بهت نمیاد
بورام:مگه لباسه که بهم نیاد...بد(مثلا کیوته)
کوک:حرفمو پس میگیرم
دیدگاه ها (۱۷)

Best worng

Best worng

Best worng

Best worng

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط