{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت⁹ •sad rose•

پارت⁹ •sad rose•

تهی: هیونگگگگگ چرا داداشمو زدییی هااااا، پسر به این گلی، آقایی، نگاا جذابیت از سر و روش میباره
جین: خدایا به اونی که عقل تهی رو برده بگو بیاره بزاره سر جاششش
تهی: من که عقلم سرجاشه فقط نمیدونم عقل جین هیونگ کجاست...

__

«ویو تهی»

داشتیم ناهار میخوردیم که برادر گرامیم به حرف اومد

تهیونگ: بچه ها ما الان موزیک جدید رو نوشتیم دنسمون رو هم تمرین کردیم و تا ۲ هفته استراحت مطلقیم،،،، پس نظرتون چیه این مدت زمانو بجای هدر دادن بریم مسافرت؟!
جیهوپ: فکر خوبیه!
شوگا: من این دو هفته رو ترجیح میدم بخوابم ولی خب مسافرت هم ایده ی خوبیه
جیمین: آره ایده ی خوبیه بریم استراحت که من خیلییییی خستم
جونگکوک: تو چیکار کردی که خیلی خسته ای کوچولو!!
جیمین: هیی درست حرف ن من ازت بزرگترم و باهـو....
جونگکوک: و کوتاه تر(خنده)
جیمین: خررر چرا وسط حرفم پریدی هااااااا
جین: خدایا صبررر بهم عطا کنننننن
جی هوپ:(ایشون بدون هیچ توجهی به دعوا, داره غذاشو با اشتیاق میخوره)
نامجون: خب دیگههه دعوا بسه، حالا که همه موافقید کجا بریم؟
شوگا: به نظرم بریم بوسان ویلای کوک
اعضا: عالیه
جونگکوک: چه سریع خودتونو مهمون کردیناااا
نامجون: خب حالا که مکان هم اوکی شد، چمدوناتون رو جمع کنین شب راه میوفتیم
اعضا: اوکی

_

بعد از اینکه غذارو خوردیم رفتیم چمدونامونو بستیم و خسته و کوفته روی کاناپه بزرگ سالن وِلو شدیم
دیدگاه ها (۰)

پارت⁸ •sad rose•«ویو جونگکوک» وارد اتاق تهی شدم دیدم گوشیش د...

پارت⁷ •sad rose•شوگا: تو هر چقدم چشمک بزنی، ابرو بالا پایین ...

پارت¹ •sad rose•«ویو تهیونگ» امروز هم مثل هرروز با کلی سختی ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط